یکشنبه 30 تیر 1398
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

Posts Tagged ‘میلاد’

امام سجاد(ع) و قیام مختار(پرسش و پاسخ)

پرسش: موضع امام سجاد(ع) نسبت به قیام مختار چگونه بود و چرا مختار بعد از کشتن قاتلین شهدای کربلا و شکست دادن ارتش شام حکومت را به امام سجاد(ع) نداد؟
پاسخ:
درباره مختار و انگيزه او در اين قيام و اين‌که چرا حکومت را به امام سجاد عليه‌السلام واگذار نکرد، قضاوت‌هاي گوناگون شده است.
ما در اينجا درصدد تحليل قيام مختار و مسائل پيرامون آن نيستيم؛ اما به‌هرحال؛ مطالبي که در تاريخ و روايات نقل‌شده، نشانگر آن است که هرچند امام زين‌العابدين(ع) خود مستقيماً وارد نبرد با قاتلان پدرشان نشدند، اما اين‌که گروهي توانسته بودند بخشي از انتقام خون شهداي عاشورا را بگيرند تا حدودي رضايت خاطر حضرتشان را جلب کرده بود. از طرفي مي‌توان گفت که قيام مختار يکي از نتايج نفرين امام حسين (ع) عليه کوفيان بود. امام حسين (ع) در دعايي عرضه داشت: «پروردگارا! آن جوان ثقفي را بر آنان مسلط کن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند. از قاتلان ما کسي را باقي نگذارد… انتقام مرا و دوستان و خاندان و شيعيانم را از اينان بگيرد.»(بحارالانوار، ج 45، ص 10)
مختار پس از قيام نافرجام سليمان بن صرد (رهبر نهضت توّابين) شيعيان را آماده نبرد ساخت. او مي‌دانست؛ اگر بخواهد حرکتش به نتيجه برسد، بايد يکي از اعضاي خاندان پيامبر آن را رهبري کند يا دست‌کم جنبش به نام او آغاز شود؛ چه کسي براي اين کار مناسب است؟ امام سجاد(ع) و اگر او نپذيرد؟ محمد فرزند علي بن ابي‌طالب عموي امام سجاد. (زندگانی علی‌بن‌الحسین(ع)، سیدجعفر شهیدی، ص 92)
مختار به هر دو نامه نوشت؛ امام سجاد(ع) که بي‌وفائي عراقيان و رنگ‌پذيري آنان را ديده بود و مي‌دانست به گفته پدر بزرگوارش اين مردم «دين را تا آنجا مي‌خواهند که زندگاني خود را بدان سروسامان دهند و هنگام آزمايش پاي پس مي‌نهند» به مختار پاسخ مساعد نداد؛ اما تنها تا آنجا که کار او با کيفر قاتلان پدرش مربوط مي‌شد، کردار او را تصويب نمود؛ وقتي مختار سر عبيدالله بن زياد و عمر بن سعد را نزد او فرستاد، امام به سجده رفت و گفت: «سپاس مخصوص آن خدائي است که انتقام ما را از دشمنانمان گرفت. خدا به مختار جزاي خير عطا فرمايد.»(رجال‌کشی، ص 127) اما چرا امام سجاد(ع) بعد از اين پيروزي‌ها، خود حکومت را در دست نگرفت؟ در اين زمينه بايد گفت:
اولاً: با تحليلي که امام چهارم از وضعيت موجود داشتند، زمينه و شرايط را براي به دست گرفتن خلافت آماده نمي‌ديدند و به همين دليل به گسترش فرهنگ اسلامي از راه‌هاي ديگر روي آوردند و با سلاحي چون سلاح دعا توانستند اهداف بلند خود و معارف اهل‌بيت را به گوش همه برسانند؛ ازاين‌رو، اگرچه امام سجاد(ع) از حکومت مرکزي رضايت نداشتند، اما بعد از شهادت امام حسين(ع) سياستشان اين بود که از طرفي خود مستقيماً با حکومت مرکزي درگير نشوند و از طرفي در مقابل افرادي که عليه آنان قيام کرده بودند نيز موضع منفي نداشته باشند.
ثانياً: باوجود جوّ خفقان و اختناق، انتظار ارتباط علني ميان امام سجاد(ع) و مختار بي‌مورد بود؛ لذا امام(ع) شخصاً از رهبري قيام سر باز زد. مختار نيز نمي‌توانست امام را به‌عنوان رهبر قيام معرفي نمايد؛ چون امام در حجاز بودند و حجاز در تسلط آل زبير بود که با امام سجاد(ع) و ديگر بني‌هاشم رابطه خوبي نداشتند.
ثالثاً: گرچه مختار از قاتلان امام حسين(ع) انتقام گرفته و حکومتي در کوفه تشکيل داده بود، اما با توجه به اين‌که با دشمنان زيادي در حال نبرد بود، حکومت او هنوز تثبيت نشده بود تا آن را به امام سجاد(ع) تحويل دهد.

شش تدبیر امام رضا(ع) در نبرد با مأمون در کلام رهبر انقلاب

(بخش‌هایی از پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به كنگره‌ی جهانی امام رضا علیه‌السلام در ۱۸ مرداد سال ۱۳۶۳)
“مهم‌ترین چیزی كه در زندگی ائمه به‌طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر “مبارزه حاد سیاسی” است. از آغاز نیمه دوم قرن اول هجری كه خلافت اسلامی به‌طور آشكار با پیرایه‌های سلطنت آمیخته شد و امامت اسلامی به حكومت جابرانه پادشاهی بدل گشت، ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) مبارزه سیاسی خود را به شیوه‌ای متناسب با اوضاع و شرائط، شدت بخشیدند. این مبارزه بزرگ‌ترین هدفش تشكیل نظام اسلامی و تأسیس حكومتی بر پایه امامت بود.
تاریخ نتوانسته است ترسیم روشنی از دوران ده‌ساله زندگی امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج‌ساله جنگ‌های داخلی میان خراسان و بغداد به ما ارائه كند، اما به تدبر می‌توان فهمید كه امام هشتم در این دوران همان مبارزه درازمدت اهل‌بیت را كه در همه اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت‌گیری و همان اهداف ادامه می‌داده است.
اكنون جای آن است كه به اختصار، حادثه ولیعهدی را مورد مطالعه قرار دهیم. در این حادثه امام هشتم علی‌بن‌موسی‌الرضا در برابر یك تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یك نبرد پنهانی سیاسی كه پیروزی یا ناكامی آن می‌توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد. مأمون از دعوت امام هشتم به خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می‌كرد:
اولین و مهم‌ترین آن‌ها، تبدیل صحنه‌ی مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه فعالیت سیاسی آرام و بی‌خطر بود. همان‌طور كه گفتم شیعیان در پوشش تقیه، مبارزاتی

ولادت، كودكي، نوجواني امام صادق(ع)تا دوره امامت آن حضرت

امام صادق ـ عليه السّلام ـ همزمان با سالروز ولادت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در هفدهم ماه ربيع الاول در شهر «يثرب» (مدينه الرسول) مصادف با سال هشتاد و سه هجري، در دودمان رسالت و نبوت، قدم به عرصة حيات گذاشت.[1] نام پدرش باقر (امام پنجم شيعيان) و مادرش حضرت «امّ فروه» از شيفتگان مقام ولايت و عصمت و يكي از بانوان با فضيلت و باتقوي بود؛[2] فضيلت او در حدي بود كه گاه امام صادق ـ عليه السّلام ـ را با عنوان «ابن المكرمه» (فرزند بانوي بزرگوار) صدا مي‌كردند.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ قد متوسطي داشتند؛ سرخ رو،‌ سفيد اندام، بيني كشيده و موهاي مجعد مشكي داشتند و بر گونه‌شان خال سياهي بود.[3]
ايشان در خانواده عصمت و ولايت، در كنار جد (امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ) و پدر (امام باقر ـ عليه السّلام ـ ) و در آغوش مادر، بزرگ شد امر تغذيه و شيردهي ايشان را مادرش شخصاً بر عهده گرفت. به ويژه ايشان در دوران كودكي به سببي ضعيف و لاغر بودند.[4]
اسناد تاريخي نشان مي‌‌‌دهند كه ايشان در دوران كودكي ضعيف الجسم و ضعيف البنيه بوده و بيماري‌هاي متعددي متحمل شده‌اند كه هر كدام را در ساية


 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج