یکشنبه, تیر ۳۱, ۱۳۹۷
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

Posts Tagged ‘موسی کاظم’

خرد و خردورزی از نظر امام موسی کاظم(ع)

عقل، نعمت الهی
عقل در لغت به معناى حبس و امساک آمده است. عاقل را از آن رو عاقل گفته‌اند که خود نگهدار بوده، خویشتن را از رفتن به دنبال هواهاى نفسانى باز مى‌دارد. عقل مایه امتیاز انسان از حیوان و به معناى فهم و ضدّ حماقت نیز آمده است.(ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص ۳۲۶، «عقل»)
علامه طباطبایی درباره اصطلاح قرآنی و فلسفی عقل نوشته است: با توجّه به معناى اصلى عقل که بستن و امساک است، بر ادراک با این خصوصیّت نیز عقل اطلاق مى شود و همچنین مدرکات انسان و قوّه اى که به وسیله آن انسان بین خیر و شرّ و حق و باطل تمیز مى دهد، عقل نامیده مى‌شود و مقابل آن جنون، سفاهت، حماقت و جهل است که هر کدام به اعتبارى است.(المیزان، ج ۲، ص ۲۴۷)
البته واژه عقل به شکل مصدری در قرآن کریم به کار نرفته، ولى برخى از مشتقّات آن مانند «یعقل»، «عقلوا»، «یعقلون» و «تعقلون» آمده است؛ زیرا داشتن عقل، زمانی اهمیت واقعی خود را می‌یابد که مورد کاربرد باشد و صاحب خرد و عقل آن را در زندگی خویش به کار گیرد. از این رو الفاظ دیگرى که به نوعى بیانگر کاربردهای عقل در زندگی است با توجه به مرتبه یا مراتب و سطح کاربرد آن در قرآن آمده است. به عنوان نمونه در قرآن عقلی که مورد استفاده قرار گرفته با توجه به نوع کاربرد و سطح آن با الفاظ و واژگانی مانند: «قلب»، «فؤاد»، «افئده»، «الالباب»، «النّهى» و «حجر» نام گذاری می‌شود. در حقیقت  اطلاق هر یک از این الفاظ به سطح و یا مرتبه و نوع کاربرد عقل به جهت خاصّى است که در آن لحاظ شده است.
مراتب تعقل در قرآن و روایات
«لُبّ» به معنای مغز خالص هر چیز به شکل «اولوا الالباب»(بقره، آیات ۱۷۹ و ۱۹۷ و ۲۶۹؛ آل عمران، آیات ۷ و ۱۹۰) در شانزده مرتبه در آیات قرآن، «نُهی» به معنای بازداشتن از زشتی و بدی به

  

گوشه ای از زندگانی امام موسی کاظم سلام الله علیه

ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر علیهم السلام و نهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است . آن حضرت در ابواء(منزلى میان مکه و مدینه) در روز یکشنبه هفتم صفر سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ ه.ق. متولد شد. به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الکاظم گردید.

 کنیه آن حضرت ابو ابراهیم بوده ولى به ابو على نیز معروف بوده‏اند.مادر آن حضرت حمیده کنیزى از اهل بربر(مغرب) یا از اهل اندلس(اسپانیا) بوده است و نام پدر این بانو را «صاعد بربرى» گفته‏اند.حمیده به «حمیدة البربریة» و «حمیدة المصفاة» نیز معروف بوده است.برادران دیگر امام از این بانو اسحاق و محمد دیباج بوده‏اند.

امام موسى الکاظم(ع) هنوز کودک بود که فقهاى مشهور مثل ابو حنیفه از او مسأله مى‏پرسیدند و کسب علم مى‏کردند.بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع) (۱۴۸ ه.ق.) در بیست سالگى به امامت رسید و ۳۵ سال رهبرى و ولایت شیعیان را بر عهده داشت.

 قد متوسط و رنگ سبزه سیر و محاسن انبوه داشت. نقش نگینش «حسبی اللّه» و به روایتى «الملک للّه وحده» بود.

 در زمان حیات امام صادق(ع) کسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولى کسانى مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق(ع)عده‏اى از اینان چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند، پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و