پنجشنبه 21 آذر 1398
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

Posts Tagged ‘فتنه’

بسم‌الله! یک‌یا حسین دیگر

دیروز آشوبگرانی که از سوی آمریکا و با هزینه آل‌سعود برای خرابکاری در عراق اجاره شده بودند، مرقد مطهر «عثمان بن سعید» اولین نایب خاص حضرت بقیهًْ‌الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء را به آتش کشیدند. اراذل اجاره‌ای روز قبل از آن نیز کنسولگری ایران در نجف ‌اشرف را آتش زده بودند. حملات وحشیانه به نمادهای اسلام ناب‌محمدی(ص) کمترین تردیدی باقی نمی‌گذارد که مطالبات اقتصادی در آشوب‌های عراق فقط یک بهانه

آخرین فریب

1- این روزها دهمین سالگرد انتخابات 88 و آغاز فتنه سبزی که از آشوب سیاسی به مقدمه چینی برای 8 سال حصر اقتصادی ملت ایران انجامید. همچنین در ششمین سالگرد انتخابات 92 قرار داریم که وعده داده شد از طریق تعامل با آمریکا و اروپا، چرخ سانتریفیوژها و اقتصاد با هم بچرخد و مردم از پول یارانه بی‌نیاز شوند. دهه سپری شده، درس‌های بسیاری برای اهل عبرت و دقت دارد و می‌تواند توشه راه دهه آینده ما شود. یک پرسش مهم درباره دهه گذشته این است که آیا منطقا امکان داشت آمریکا، دشمن ملت ما در 78 سال گذشته بلکه دشمن شماره یک بسیاری از ملت‌ها پس از جنگ دوم جهانی باشد، اما سیاستمدارانی در کشور ما، او را دوست و شریک بپندارند؟!
2- ده سال قبل، مردم ما به چشم دیدند که اوباما و وزیر خارجه‌اش هیلاری کلینتون، چگونه از آشوبگرانی با عنوان «جنبش سبز» برای براندازی حمایت می‌کنند. آمریکا و انگلیسی که حتی سیاستمدار سکولار و غربگرایی مانند دکتر محمد مصدق را تحمل نکردند و به زیر کشیدند، چگونه حامی فتنه سبز و سران آن شده و تمام امکانات رسانه‌ای را در ختیارشان گذاشته بودند؟ شاید کسانی بگویند آن ماجرا رنگ و بوی سیاسی داشت. اما به دو سال نکشید که

تا کجا روا می‌دانند؟

محمد ایمانی
1- معضل و ترمز اصلی در مقابل «پیشرفت، عدالت، خدمتگزاری، و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی»، سبک زندگی و سیاست‌ورزی «اشرافی- اباحی» است، و نه مثلا چند و چون سیاست خارجی و یا کمی اختیارات رئیس‌جمهور. ‌اشرافیت، «انحراف» عملی از مسیر انقلاب اسلامی است؛ همچنانکه اباحیت لیبرالیستی، «تحریف» چهارچوب‌ها و آرمان‌ها (مسیر و مقصد) برای توجیه همان انحرافات است. چه خسارت‌هایی که از مسیر این سبک زندگی، به جامعه و فرهنگ و اخلاقیات و سیاست و اقتصاد ما سرریز نشد. در همین جنایت اخیر ببینید چه قدر بی‌پروا، قاتل را تبرئه کردند و زن جوان قربانی را آماج انواع تهمت قرار دادند. چرا؟ چون اولی هم‌قبیله‌ای است و می‌تواند مهریه‌ای معادل 6 میلیارد تومان تعیین کند و خانه‌ای در یک برج گران‌قیمت در شمال شهر تهیه نماید، و دومی از فرودستان و شهروندان دون‌پایه و درجه 2 محسوب می‌شود. بنابراین روا داشتند که یک جا، حقوق و اخلاق و وجدان و شرافت و صداقت و انسانیت را لگدمال کنند.
2- بدترین تهمت‌ها را که قلم از بازگویی شرم دارد، به قربانی زدند و داعش‌وار، حکم مهدورالدّمی او را که دستش از دنیا کوتاه

کاسه‌ای که زیر این نیم کاسه بود!(یادداشت روز)

داستان دروغین شکنجه اسماعیل بخشی یکی از افراد بازداشتی در ماجرای اعتراضات هفت تپه بلافاصله پس از مطرح شدن از جانب وی به خبر برجسته روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌ها و شبکه‌های مجازی و رسانه‌های بیرونی تبدیل شد! این حجم انبوه از پوشش خبری به ادعای یک بازداشتی آنهم یکماه پس از آزادی وی به وضوح از هماهنگی قبلی رسانه‌های بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها حکایت می‌کرد. ماجرا تا آنجا پیش رفت که رئیس‌جمهور دستور رسیدگی صادر کرد! رئیس‌قوه قضائیه اعلام کرد در صورت صحت این ادعا با متخلف برخورد می‌شود! فراکسیون امید از مسئولان وزارت اطلاعات خواست برای بررسی این ادعا به مجلس بیایند! رئیس‌مجلس با بررسی ادعای شکنجه اسماعیل بخشی در کمیسیون امنیت ملی موافقت کرد! و… در فاصله‌ای کوتاه تمامی دستگاه‌ها و مقامات عالی‌رتبه نظام

سخنی از ژرفای دل(نکته)

سخنی از ژرفای دل(نکته)
در سوره مبارکه «نمل» به ماجرای هُدهُد و خبری که برای حضرت سلیمان(ع) آورده بود، ‌اشاره شده است. در کلام خدا آمده است که وقتی سلیمان(ع) در میان پرندگانی که با او بودند، هدهد را ندید، برآشفت و گفت: « مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ- هدهد کجاست که نمی‌بینمش؟ آیا از غیبت‌کنندگان است»؟ اما انتظارش به درازا نکشید که هدهد از راه رسید و گفت: « أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِين- از چيزى آگاهى يافتم كه تو از آن آگاه نشده‌اى و براى تو از سبا گزارشى مهم و درست آورده‌ام». هدهد فقط یک پرنده بود و بدیهی است که جایگاه و منزلتش با سلیمان نبی علیه‌السلام حتی قابل مقایسه هم نبود. اما، برای سلیمان از «سبا» خبری آورده بود که سلیمان را با آن همه شوکت به آن دسترسی نبود.
با این مقدمه که امید است مانع برخی از توهمات احتمالی باشد، سخنی با حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی در میان است و آن، اینکه؛ ملاقات حضرتعالی با تعدادی از آقایان اهل سیاست و نامه سرگشاده حضرت آیت‌الله یزدی به شما، موضوع این وجیزه نیست. آنچه یادآوری آن را به محضر حضرتعالی ضروری دانسته‌ام نیز بیرون از دایره مباحث فقهی است چرا که این مقوله در بضاعت نگارنده نیست. نکته مورد نظر، ‌اشاره به هویت برخی از کسانی است که به بهانه دفاع از حضرتعالی، عقده‌های فرو خورده خود از اسلام و انقلاب و امام راحل(ره) را بیرون ریخته‌اند و شایسته نیست که این قماش سنگ دفاع از شما را به سینه بزنند و نستجیربالله، این توهم را در اذهان عمومی پدید آورند که با حضرتعالی همسویی دارند!
حضرت آیت‌الله! دور از انتظار نیست که به دلیل کثرت ‌اشتغالات علمی و حوزوی از هویت این جماعت اطلاع دقیقی نداشته باشید، از این روی ‌اشاره‌ای هرچند گذرا به چند نمونه از مواضع اعلام شده جریانی که برخی از این جماعت -تاکید می‌شود که فقط

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج