دوشنبه, اردیبهشت ۰۳, ۱۳۹۷
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

Posts Tagged ‘تدبیر و امید’

راز تب بازار ارز

مردم این روزها حق دارند توضیح مسئولان دولتی درباره علت گران شدن افسارگسیخته ارز را بشنوند اما به شکل‌اشباع شده، همچنان با آنها درباره کمالات برجام سخن گفته می‌شود! مردم توقع دارند تدابیر دولت برای مدیریت بازار ارز را ببینند. اما ازدولتی که هنوز جمع‌بندی ندارد که آیا گران شدن ارز به قول آقای نوبخت، «ناگوار، موجب تکدر خاطر و حاصل توطئه رقباست» و باید مهار شود، یا به تعبیر آقایان مسعود نیلی و اکبر ترکان، «اقدام خوبی است و باید گران‌تر شود»، چگونه می‌توان توقع داشت برای مهار قیمت تدبیر کند؟
چالش بازار ارز، چه قدر واقعی است؟ این عارضه، خودِ بیماری نیست بلکه نشانه آن است؛ درست مانند تبی که بیماری را نشان می‌دهد. تب بازار ارز، نشانه‌ای از نابسامانی در ستاد اقتصادی دولت و نقشه راه برجام زده آن است. دشمن ۶ سال است که درگیر جنگ ارزی با ماست و آن را توسعه می‌دهد. اما این طرف تلقی (یا تلقین) کسانی این بوده که با آمریکا و اروپا پسر خاله شده ایم؛ بنابراین پیش به سوی گسترش بی‌رویه واردات و پر کردن بازار از انواع اقلام مصرفی (دارای مشابه داخلی) و حتی تجملاتی وارداتی. برخی مدیران، در روزگار تداوم تحریم، به سبک زندگی مصرفی‌تر و ولنگارانه‌تر نسبت به منابع ارزی کمیاب و پس انداز و سرمایه گزاری و تولید ملی دامن زده‌اند.
این در حالی است که دشمن اولا دنبال انسداد بیشتر مجاری بازگشت درآمدهای ارزی به کشور بر خلاف برجام بود. ثانیا بر خروج بیشتر ارز از کشور اصرار داشت و با شگردهای مختلف و کمک داخلی، برای

  

خروج ایران یا آمریکا؟(یادداشت میهمان)

۱-گرچه تاکنون در ده‌ها مطلب توهم و خوشبینی کاذب دولت در اعتماد به آمریکایی‌ها برای امضاء برجام و اعتماد به اروپایی‌ها برای حفظ برجام و همچنین خلاف امنیت و منافع ملی بودنِ هرگونه مذاکره در‌باره قدرت دفاعی کشور را با صدها سند و قرائن و شواهد منطقی و عقلی براساس منافع ملی و بین‌المللی تبیین کرده‌ایم، اما نکته مهم در شرایط فعلی بحث «ماندن یا نماندن آمریکا در برجام» یک بحث انحرافی است، چون آمریکا با نقض مکرر برجام عملا از برجام خارج شده و بودنش نفعی و نبودنش ضرری برای ملت ایران ندارد. لذا اکنون موضوع مهم و اصلی«ماندن یا نماندن ایران در برجام» و توطئه هماهنگ آمریکا و اروپا و تلاش نفوذی‌های داخلی برای نگه داشتن ایران در این توافقنامه و حفظ آن به هر قیمتی حتی در صورت خروج آمریکا است. دنیس راس مشاور امنیت ملی آمریکا در دولت‌های مختلف جمهوری‌خواه و دمکرات از ریگان گرفته تا اوباما در واشنگتن پست فاش کرد «اروپایی‌ها هماهنگ با آمریکا، خود نیز به برجام پایبند نخواهند ماند، اما حداکثر تلاش را به عمل می‌آورند تا ایرانی‌ها را به این توافق پایبند نگه دارند حتی اگر شده مشوق‌های ناچیزی بدهند»!. نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز در دانشگاه هوک استنفورد ادعا کرده«ما از برجام خارج می‌شویم و تحریم‌ها را دوباره برمی‌گردانیم، اما قرار نیست ایران از برجام خارج شود. ایران در برجام می‌ماند تا منافع تجارت با اروپا را به دست بیاورد»!!!. تلاش دارند یک‌بار دیگر دوراهی دروغین «تسلیم» یا «فشار و تحریم» را در سناریوی تهدید خروج آمریکا از برجام، پیش روی ملت ایران ترسیم و با القائات و فضاسازی‌های رسانه‌ای ایران را مجبور به ماندن در برجام و تسلیم زیادی‌خواهی‌های جدید آمریکا کنند. البته براساس صدها تجربه تاریخی از جمله برجام اگر «تسلیم» هم شویم، باز «فشار و تحریم‌ها» برداشته نخواهد شد، چنان‌که در حالی که دیپلمات‌های ما در موضوع هسته‌ای تسلیم خواسته‌های آمریکا شدند، اما وعده لغو تحریم‌ها محقق که نشد، هیچ، تحریم‌ها تشدید هم شدند!. رهبر معظم انقلاب نیز تصریح داشتند «در توافق هسته‌ای نیز همین اتفاق

  

دو نقطه عطف در سال ۹۶(یادداشت روز)

یک سال پر رویداد برای کشور ما سپری شد. از انتخابات و تشکیل دولت جدید که عملا برای ۵-۶ ماه موضوع بحث‌های سیاسی بود تا راهپیمایی‌های دشمن شکن ۲۲ بهمن و اربعین، برخی نوسانات اقتصادی، اعمال تحریم‌های جدید بلافاصله پس از انتخابات، حمله تروریستی ناکام داعش به مجلس، اغتشاش دی ماه، و کشف چند شبکه نفوذ در تیم مذاکره‌کننده، حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات، نظامی و موشکی (در پوشش محیط زیست). هر کدام این اتقاقات از جهاتی مهم است اما یک رویداد از همه مهم‌تر است؛ چراکه به موجودیت و امنیت ما مربوط می‌شود و آن، پیروزی در جنگی است که دشمن، آن را «جنگ جهانی سوم» می‌دانست و برای هفت سال تداوم داشت.
شاید کسانی بگویند جنگ سوریه و عراق به ما چه؟ اصلا چرا باید دست در لانه زنبور کنیم که آنها نیز سراغ ما بیایند و برخی شرارت‌های اقتصادی- امنیتی را درست کنند؟ آیا بهتر نبود وارد «ماجراجویی»(!) در مقابل آمریکا و اروپا یا حتی عربستان نشویم تا با ما کاری نداشته باشند؟
۱- روزنامه جروزالم پست ۷ اسفند ۹۴ از قول موشه یعلون وزیر دفاع اسرائیل نوشت «مقطعی که درآن قرار داریم جنگ جهانی سوم است. وضعیت منطقه و جنگ سوریه، نوع تازه‌ای از جنگ جهانی است». پیش از وی، هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا گفته بود «جنگ سوریه، جنگ جهانی سوم است». پیچیده‌ترین نقشه صهیونیسم مسیحی را که ادامه نقشه شکست خورده «خاورمیانه جدید» بود، می‌توان در ماجرای پیدایش برق آسای حکومت داعش دید که مانند سرطان، سوریه و عراق را درنوردید و کوشید به دمشق و بغداد برسد. آنها تا چند ده کیلومتری مرز ایران پیش آمدند و وعده ورود به خاک ایران را دادند؛ آن هم زمانی که مذاکرات ایران و غرب در اوج حساسیت بود و حریف، نیاز به برگ برنده داشت.
۲- آمریکا، انگلیس، فرانسه و رژیم‌های سعودی و صهیونیستی، لجستیک همه‌جانبه حکومت تروریست‌ها را برعهده داشتند و پیروزی خیره‌کننده محور مقاومت بر داعش، در حقیقت پیروزی بر محور

  

حاشیه‌سازی واجب‌تر از نان شب!(یادداشت روز)

«حاشیه‌سازی‌» این روزها برای دولتمردان از نان شب هم واجب‌تر شده است. پیش‌بینی چنین وضعی اصلا سخت نبود. پیش از این بارها در همین وجیزه پیش‌بینی کرده بودیم که دولت اگر تغییر مسیر ندهد، به حاشیه‌سازی نیاز جدی خواهد داشت. دست فرمانی که دولت اول آقای روحانی با آن کشور را اداره می‌کرد، به مقصد نمی‌رسید؛ دولت هم تغییر مسیر نمی‌داد و در عوض، ناکامی‌ها را به پای دولت قبل می‌نوشت تا شاید با ادامه این مسیر فرجی شود و به مقصد برسد. این مسیر ادامه یافت تا اینکه به ناکجا‌آباد رسید. اظهارات و سیاست‌های «کد‌خدا» و دوستان اروپایی‌اش نیز نشان می‌داد، برجام فقط و فقط یک
کلاه گشاد بود و خبری از گشایش اقتصادی نیست. امتیازها همه نقدا داده شده بود، دولت باید راهی پیدا می‌کرد… دولت دوم شروع شده بود. دیگر نمی‌شد تقصیر‌ها را به گردن دولت قبل انداخت! اینجا بود که «حاشیه‌سازی» برای سرگرم کردن مردم به مسائلی غیر آنچه به خاطر آن به دولت رای داده بودند، خیلی جدی در دستور کار قرار گرفت. حالا این بازی‌ها، برای دولت از هر چیز دیگری واجب‌تر شده است.
این حاشیه‌سازی‌ها حالا کمی عمیق‌تر شده و با هجمه‌های ناجوانمردانه همراه گردیده تا بعضا به مسئله اصلی کشور تبدیل شود. به جرأت می‌توان گفت در کمتر برهه‌ای، جامعه ما با این حجم از حاشیه و هجمه مواجه بوده است. هجمه‌ها شبیه به هجمه‌های دوران اصلاحات و مجلس ششم است. «خرابه تحویل گرفتیم، نمی‌گذارند مشکلات را حل کنیم، معصوم را هم می‌توان نقد کرد، امام حسین(ع) با یزیدیان مذاکره کرد!، جاسوس نبود، استاد دانشگاه و فعال محیط زیست بود، اساتید دانشگاه نمی‌توانند جاسوس باشند، قائله درویش داعشی‌ها و فرستادن پلیس دست بسته به سمت آنها، اسلامی شدن خودرو با قرار دادن قرآن در آن و این روزها، حجاب اجباری یا اختیاری، رقاصی دختران مقابل شهردار آن هم به نام گرامیداشت میلاد حضرت زهرا(س)! و…»
به این حاشیه‌ها، هجمه‌ها و هتاکی‌های گاه و بی‌گاه به منتقدان، توئیت‌های اهانت‌آمیز به رسانه‌ها، تشبیه کردن منتقدان به سگ!، اذعان به بی‌اعتقادی به جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه، تلاش برای به

  

آقای جهانگیری، سهم شما از آینده نگری چقدر است؟!

حاشیه نگاری بر اظهارنظر جنجالی معاون اول رئیس جمهور؛
آقای جهانگیری، سهم شما از آینده نگری چقدر است؟!
جمعیتی بزرگ که وقتی به سن مدرسه رسیدند، با کمبود کلاس درس مواجه شده و نیمکت‌های سه نفری در کلاس‌های چهل نفری را رقم زدند، با رسیدن به کنکور، از آن غول بزرگی ساختند که شمار قربانیان آن از حد خارج بود، با رسیدن به بازار کار، به مشکل خوردند و بسیاری به دلیل بی کاری یا درآمد اندک، از ازدواج بازماندند یا تصمیم گرفتند ازدواجشان فرزندی نداشته باشد و…
«معضل دهه شصتی ها»؛ این کلیدواژه‌ای است که بعد از سخنان اخیر معاون رئیس جمهور به شدت داغ و باب اظهار نظر در خصوص آن باز شده است؛ اظهارنظر‌هایی که واکنش جهانگیری را هم موجب شده است.

به گزارش «تابناک»؛ پس از آنکه فیلمی از رسانه ملی پخش شد که در آن، اسحاق جهانگیری درباره معضل آفرینی دهه شصتی‌ها سخن می‌گفت، تکاپویی در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد که حکایت از ناراحتی بسیاری از دهه شصتی‌ها از این سخنان داشت. متولدینی که پیک هرم جمعیتی کشور در یک قرن اخیر را شکل می‌دهند و از این روی، همواره با مشکلات فراوانی دست به گریبان بوده و هستند.

جمعیتی بزرگ که وقتی به سن مدرسه رسیدند، با کمبود کلاس درس مواجه شده و نیمکت‌های سه نفری در کلاس‌های چهل نفری را رقم زدند، با رسیدن به کنکور، از آن غول بزرگی ساختند که شمار قربانیان آن از حد خارج بود، با رسیدن به بازار کار، به مشکل خوردند و بسیاری به دلیل بی کاری یا درآمد اندک، از ازدواج بازماندند یا تصمیم گرفتند ازدواجشان فرزندی نداشته باشد و… .

مسیری که همچنان با قدرت ادامه دارد و به حکایتی تلخ و ضرب المثل گونه برای این نسل از ایرانیان تبدیل شده است. اینکه با رسیدن دهه شصتی‌ها به سن بازنشستگی، پولی برای پرداخت به ایشان در بساط نخواهد بود و هنگامی که عمرشان به سر آید، قبر برای تدفینشان نایاب خواهد بود! دورنمایی که ظاهرا جهانگیری هم با آن موافق است.

تا اینجای کار، هر آنچه معاون اول رئیس جمهور گفت، چیزی جز واقعیات در خصوص دهه شصتی‌ها نبود و نیست، هرچند “معضل” نامیدن این نسل، ولو در حد اشتباه کلامی و سهو سخن، قابل دفاع