دوشنبه 22 مهر 1398
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

Posts Tagged ‘بوسه’

بوسه‌ای که رهبری بر دست یک جانباز زدند

رسیدم خدمت آقا و جلوی ایشان زانو زدم، دست زخمی‌ام را، هر دو دستم را بردم خدمت حضرت آقا و سلام کردم. گفتم: آقا من بیشتر از درد جنگ، درد شهادت دارم، دعا کنید شهید بشویم.

به گزارش فارس، بعضی از مواقع اشاره نوشتن برای یک مطلب بی‌فایده و البته خیلی سخت است. به خصوص آنکه برای مطلبی که نگارنده آن خود نویسنده قهار و جانباز دلیری باشد.
خیلی درد داشتم، دردجانسوز دردی که دیگر به کلافگی رسیده بودم. همه وجودم سخت در درد پیچیده بود. دیگر از از درد ترکش ها بریده بودم. وقتی می گویم درد، دردی نیست که با یک آمپول و قرص و درمان سطحی تسکین پیدا کند، درد جانسوزی که کلمات از نوشتن باز می مانند، به هرکجا که رفتم گفتند راه درمان‌تان، تنها در کشور آلمان و دیگر دنبال این دکتر و آن کلنیک نباش، گفتند برو خارج، برو آلمان، برو بنیاد شهید بگو حال خرابت را درمان کنند.
رفتم و هر چه به این سو و آن سو زدم نشد، ناچارا دست به دامان نماینده مجلسی شدم که خیلی با بنیاد شهید ارتباط نزدیکی داشت، درد دلم را گفتم و حال خراب مرا که دید، فهمید که خیلی به تنگ آمده ام.
مرا به یک جائی معرفی کرد و آنجا به بنیاد شهید و بنیاد شهید با هزار برو بیا مرا فرستاد کمیسیون پزشکی. 45 روز در پایتخت ماندم تا همه چیز به نوعی آماده شد. رفتم کمیسیون پزشکی و برنامه‌ها داشت کم‌کم ردیف می‌شد که بناست بروم برای درمان به آلمان، واقعا همه چیز آماده شد، رفتیم

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج