چهارشنبه 28 آذر 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

سردار بصير سپاه امام علي(ع)

عمار بن ياسر ؛ سردار بصير سپاه امام علي(ع)

 دوران پيامبر(ص)ابو يقظان عماربن ياسر عنسي از قبايل يمن بود و در حدود 57 سال قبل از هجرت پيامبر در قبيله بني مخزوم به دنيا آمد. پدرش ياسر و مادرش سميه ازمسلمانان پيشگام و اولين شهيدان اسلام بودند. او قامتي بلند و موزون،چشماني درشت و زيبا و چهره اي گندمگون داشت. كم حرف و انديشمند بود وبسيار اين ذكر را تكرار مي كرد: «به خداي رحمان پناه مي برم از فتنه.»عمار در حدود 48 سالگي در نخستين سالهاي بعثت اسلام آورد و در اين راه

تمام آزارها و شكنجه ها را به جان خريد. پيامبر گرامي هنگام شكنجه عمار توسط قريش مي فرمود: «يا نارغير مجاز مي باشدي برداً و سلاماً علي عمار كما كنت برداً و سلاماً علي ابراهيم؛ اي آتش براي عمار خنك و مايه سلامت باش همان طور كه براي ابراهيم خنك و مايه سلامت بودي.»عمار در اثر اين شكنجه ها به همراه گروهي از مسلمانان به سرپرستي جعفربن ابي طالب به حبشه هجرت كرد و اندكي بعد، پس از آرامش نسبي مكه، به اين شهر برگشت و آنگاه به مدينه هجرت نمود. عمار در ساخت مسجدالنبي حضور فعال داشت. پيامبر خدا در حالي كه خاك از سر و صورت مي زدود در شأن او، اين خبر غيبي را فرمود:  «انك من اهل الجنه، تقتلك الفئه الباغيه ، تو از اهل بهشت هستي. ستم پيشگان تو را خواهند كشت.»او در نبردهاي بدر، احد، و جنگ هاي ديگر و نيز بيعت رضوان همراه رسول خدا حضور يافت. ستايش هاي فراوان پيامبر خدا از عمار ياسر، از او چهره اي دوست داشتني، الگوي ايمان، اسوه حق و تجسم ارزش هاي قرآني ساخته است. او كسي است كه رسول خدا (ص) پدر و مادرش را به بهشت بشارت داد و وي را «الطيب المطيب» ناميد و فرمود: كسي كه او را دشمن بدارد، خدا با او دشمن است و كسي كه عمار را تحقير كند، خداوند او را خوار گرداند. و نيز فرمود: بهشت، مشتاق علي و سلمان و عمار است.رسول خدا(ص) فرموده بود: عمار با حق است و از آن جدا نمي شود. از اين رو در بروز فتنه ها وقتي كار بر مردم مشتبه مي شد، نگاه مي كردند عمار در كدام طرف است، همان جبهه را جبهه حق مي دانستند.
دوران اميرالمومنين(ع)

پس از رحلت پيامبر، عمار در كنار سلمان، ابوذر و مقداد از اعضاي اصلي هسته مركزي تشيع، حضوري فعال داشت.
در زمان ابوبكر براي دفاع از اسلام در جنگ يمامهدر سال 12 ق. شركت جست و گوش خود را از دست داد. عمار مدتي از سوي عمر والي شهر كوفه بود. اما روحيه تواضع و اخلاص و ساده زيستي او بر عده اي سنگين آمد و زمينه بركناري
او را فراهم آوردند. پس از آن وي دوباره به مدينه برگشت و در كنار علي(ع) ماند.پس از عثمان، عمار از دعوت كنندگان مردم به بيعت با امام علي(ع) و از نخستين بيعت كنندگان با آن امام بود. عمار در دوران خلافت علي(ع) سالخورده بود، اما جواندل، بانشاط و پر تلاش بود. وي در دوران حكومت علوي، رئيس نيروهاي انتظامي در مدينه شد.حضرت محمد(ص) درباره او فرمود: سراپاي عمار را ايمان پر كرده و ايمان با گوشت و خونش آميخته است.
نبرد صفين

عملكرد عمار در جنگ صفين و روشنگري هاي او زبانزد تاريخ است. نقل است اسماء بن خارجه فزاري مي گويد: به هنگام زوال ظهر در صفين در كنار عماربن ياسر ايستاده بودم؛ مردي به دنبال وي آمد. وقتي او را يافت، چنين گفت: سوالي دارم؛ آشكارا بپرسم يا در نهان؟ عمار گفت: هرطور كه مايلي بپرس. او گفت: تا به اين جا كه آمدم، در حقانيت خودمان و گمراهي طرف مقابل ترديدي نداشتم، اما وقتي صداي اذان، نماز و شهادتين آنان را شنيدم، مردد و تا صبح نگران شدم؛ نزد علي(ع) رفته و سوال و شبهه ام را طرح كردم. آن حضرت فرمود: عمار را درياب و ببين او چه مي گويد. عمار در پاسخ شبهه آن مرد گفت: «من به همراه پيامبر(ص) در سه نوبت (بدر، احد و حنين) با آن پرچم سياهي كه در دست عمروبن عاص است، جنگيده ام و اين، چهارمين بار است.»عمار هنگام نبرد هم از انجام وظيفه خود درباره بصيرت دهي غافل نبود و فرياد مي زد: خدايا، مي دانم هيچ كاري نيكوتر از جهاد با اين قوم ستمكار و گمراه نيست. پس از دعا، به مردم گفت: اي مسلمانان! با اين پرچم ها و علم ها كه همراه معاويه است سه نوبت در خدمت محمد مصطفي (ص) جنگ كرديم و اين چهارمين بار است، من امروز در راه مولايم علي (ع) شهيد مي شوم، چون مرا بكشند شما دوستان، سلاح مرا برگيريد، مرا با خونم در همان لباس رزم بعد از خواندن نماز در قبرم دفن كنيد. آن گاه مرا با خدايم تنها بگذاريد؛ اميرالمومنين علي امام و مقتداي ماست و در قيامت از نيكان شفاعت مي كند. عمار كه سمت فرماندهي سواره نظام را به عهده داشت، در حالي كه معاويه و عمروبن عاص و دشمنان علي(ع) را كافران به ظاهر مسلمان مي دانست؛ به سوي دشمن حمله مي برد و چنين مي سرود: نحن ضربـناكم علي تنزيله/فاليوم نضربكم علي تأويله – ما پيشتر شما را بر سر تنزيل و فرود آمدن قرآن زديم و امروز نيز بر تأويل و مفهوم قرآن مي زنيم.بدين ترتيب به همگان مي فهماند ولايت، محور و معيار حق است و هر كه در صف
ولايت نباشد، باطل و مانند مشركان و كفار است گرچه از اردوگاه آنان صداي اذان و قرآن به گوش برسد.حضور عمار در سپاه اميرالمومنين اضطرابي در لشكر دشمن به پا كرده بود چرا كه مسلمانان بارها از پيامبر شنيده بودند عمار معيار حق است و بدن او بر آتش جهنم حرام است و او را گروهي سركش خواهند كشت. در همين رابطه منقول است: يكي از سربازان معاويه كه دچار ترديد بود نزد ابونوح از سربازان سپاه اسلام آمد تا از وجود عمار در آن سپاه مطمئن شود و هنگامي كه خبر حضور عمار را شنيد گفت: ابونوح با من بيا و عمروعاص را از جنگيدن عمار با ما خبر ده شايد موجب صلح ميان اين دو لشكر شود. عمروعاص فريبكار كه به سخنان رسول خدا و نقش عمار واقف بود نزد عمار رفت تا او را از جنگ بازدارد اما با واكنش با بصيرت و قاطعانه عمار مواجه شد.عمروعاص گفت: اي عمار ياسر تو را به خدا قسم مي دهم كه سعي كن كه بازداري
سلاح اين دو لشكر را و خون هاي ايشان را حفظ نمايي. اول بگو به چه واسطه با ما جنگ مي كني آيا ما همگي يك خدا را نمي پرستيم؟ و آيا به پيغمبر شما ايمان نداريم و به سوي قبله شما نماز نمي كنيم و كتاب شما را نمي خوانيم؟
عمار گفت:حمد و ستايش مي كنم پروردگار را كه بر زبان تو جاري نمود كه قبله و دين و عبادت خدا و رسول و كتاب از من و از اصحاب من است و از تو و اصحاب تو نيست و تويي گمراه و گمراه كننده و خود نمي داني كه بر هدايتي يا در ضلالت اي
عمرو من تو را خبر دهم كه به چه واسطه با شما جنگ مي كنم. عمرو گفت بگو. عمار گفت: رسول خدا(ص) امر كرد كه با ناكثين جنگ كنم و جنگ نمودم و امر فرمود كه با قاسطين جنگ كنم كه الآن با شما مشغول جنگم ولي نمي دانم كه مارقين را درك خواهم كرد يا نه. اي عمروعاص تو در غدير خم حاضر بودي و شنيدي كه پيامبر(ص) فرمود: من كنت مولاه فهذا علي مولاه و علي بن ابي طالب مولاي منست و براي تو مولايي نيست.

شهادت سردار
عمار 94 ساله با اصرار از اميرالمومنين اذن ميدان گرفت. عمار گفت يا اميرالمومنين اصرار من به جهت اين است كه شنيدم از رسول خدا(ص) كه فرمودند: بعد از من فتنه بر پا خواهد شد و اي عمار تو در آن روز متابعت علي كن زير را كه علي با حق است و با حق خواهد بود و با شجاعت به دشمن تاخت. پس بيرون آمد و صف ها را منظم كرد.
عمار جنگ كرد تا تشنگي بر او غالب شد غلام خود را صدا زد و طلب آب كرد.غلام گفت آب حاضر نيست ولي جرعه اي از اين شير كه حاضر است بياشام. چون شير را ديد، فرمود:
رسول خدا(ص) به من خبر داد كه آخرين غذاي من در دنيا شير است. وي به ماجرايي اشاره مي كرد كه در زمان ساخت مسجد در مدينه پيامبر خطاب به عمار فرمود: «انك لن تموت حتي تقتلك الفئه الباغيه الناكبه عن الحق، يغير مجاز مي باشد آخر زادك من الدنيا شربه لبن» تو نمي ميري تا وقتي كه گروه ستمگر و منحرف از حق تو را بكشد. آخرين توشه تو از دنيا جرعه اي شير است.در حين نبرد نيزه اي بر پهلوي عمار زدند كه به سبب آن نيزه از روي اسب به زمين افتاد و به شهادت رسيد.شهادت عمار نيز اضطراب و التهاب فراواني حتي در ميان سران فتنه ايجاد كرد.هنگامي كه عمروعاص خبر كشته شدن عمار را به معاويه داد، معاويه گفت: چه زياني براي ما دارد؟
عمروعاص گفت: آيا نشنيده اي كه رسول خدا(ص) درباره عمار گفت: اي عمار! اي عمار! فرقه گمراه و طغيانگر تو را مي كشند. معاويه در مغالطه اي گفت: علي بن ابي طالب(ع) كه او را به ميدان فرستاد كشنده اوست. عمروعاص گفت: پس كشنده حمزه سيدالشهداء هم رسول الله(ص) است چون او را با خود به جنگ آورد و وحشي قاتل او نيست. معاويه گفت: اي عمروعاص، از من دور شو كه نمي داني چه مي گويي.اميرالمومنين از شهادت يار ديرين خود عمار بسيار محزون گشت و چون چشم امير(ع) بر پهلوي عمار افتاد فرمودند:  «انالله و انا اليه راجعون»  و اين اشعار را نوحه كردند:
الا ايها الموت الذي هو قاصديارحني فقد افنيت كل خليلاريك بصيرا بالذين احبهمكانك تنحو نحو هم بدليل اي مرگي كه قصد علي داري زود بيا و علي را از اندوه فارغ كن و او را به راحت بينداز كه هر كه را من دوست داشتم تو همه را فاني كردي سخت تو را
بينا مي بينم. اي مرگ كه با دوستانت قصد جان دوستانم را نمودي و گويا تو را راهنمايي مي باشد كه دوستان مرا به تو نشان مي دهد. آنگاه حضرت امير(ع) سر او را بر زانو گرفتند و فرمودند: «رَحِمَ اللهُ عَماراً يَوْمَ اَسْلَمَ وَ رَحِمَ اللهُ عَماراً يَومَ قُتِلَ وَ رَحِمَ اللهُ عَماراً يَومَ يُبَعُث حَياً» هر وقت در خدمت مصطفي(ص) سه نفر را مي ديدم عمار چهارمين آنان بود و هر وقت چهار نفر را ديدم عمار پنجمين آنان بود. بهشت بر عمار ياسر واجب است،بر او گوارا باشد، او را كشتند در حالي كه او با حق و حق با او بود. قاتل عمار و دشنام دهنده او را بهره اي از آتش دوزخ است.سپس فرمودند هر كس از شهادت عمار محزون نباشد او را از مسلماني نصيبي نباشد. پس حضرت امير(ع) با تمام لشكر خود بر عمار نماز كردند و او را با لباس هاي خون آلود دفن كردند.

منبع: هيئت رزمندگان اسلام

کلمات کلیدی:

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج