سه شنبه 29 آبان 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

چگونه امام متقیان باشیم؟

ما مأموريم كه پيشواي ديگران باشيم، ما يعني حوزويان و دانشگاهي‌ها. ديگران هم مأمورند، امّا اين رسالت به حوزويان و دانشگاهيان بيشتر داده شده است و الان اگر كسي خودش را ساخت، يعني در دروان دانشجوئي؛ بعد وقتي مسئوليتي را پذيرفت در هر نهاد و ارگان و وزارتخانه اي، ديگر گرفتار رانت‌خواري و رشوه دهي و رشوه گيري و باند بازي و باند باختن نخواهد شد. شما مي‌بينيد تمام اين مشكلاتي كه هست، در مفاسد اقتصادي هست، راههاي ديگر هست؛ براي اين است كه اينها در دوران جواني، خودشان را نساختند! آنوقت هر روز اين مشكل هست. بگير و ببند هم خيلي موفق بشود، 20 درصد؛ چه اينكه تا حال شما نشان داديد و ديديد! آن 80 درصد را مسجد و حسينيه و فضيلت اخلاقي و حضور الهي ترميم مي كند. تازه آن 20 درصد هم به بركت همين ها حل مي شود! كشور را مسجد و حسينيه اداره مي كند، نه زندان!! آن در حد ضرورت است و الان هم دوران ساختن است، نه بعد از اينكه انسان به سِمَت رسيد! اگر انسان باور كرد كه گناه واقعاً سم است،‌ آبرو ريز است و رها نمي كند آدم را؛ يك پيچكي است كه تا آدم را زرد نكند، رها نمي كند. وقتي وارد سِمَتي شد، راحت مي‌شود.
لزوم اصلاح نفس قبل از پيشوايي متّقيان
حالا چه كار بكنيم كه متّقيان به ما اقتدا‌ء بكنند؟ آن را وجود مبارك حضرت امير (ع) بيان كرد. فرمود : مَنْ نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ اِماماً فَلْيَبدَأ بِتَعليمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعليمِ غيرِه(1). شما كه مي خواهيد امام ديگران باشيد، رهبر ديگران باشيد، الگوي جامعه باشيد؛ قبل از اينكه ديگران را اصلاح كنيد، خودتان را اصلاح كنيد، خودتان را ياد بدهيد. فرمود : خودتان را ياد بدهيد. معلوم مي‌شود اگر ما چيزي را ياد گرفتيم، در آن زمينه كتاب هم نوشتيم، امّا باور نكرديم، عمل نكرديم، متخلّق نشديم؛ عالم نيستيم! چون: العلم نُورٌ يَقذِفُهُ‌اللهْ فِي قَلبِ مَنْ يَشآء(2)؛ علم نافع را نداريم. فرمود : قبل از اينكه ديگران را ياد بدهي، خودت را ياد بده.
مگر انسان مي تواند خودش را ياد بدهد؟! اگر نمي داند بايد از ديگري ياد بگيرد! فرمود : نه اين كه مي داني، به تعبير جناب سنائي : از علم به عين آمد و از گوش به آغوش(3). آنها مي گويند : تلاش و كوشش بكن، بگو : ما از علم رهيديم و به معلوم رسيديم(4). اگر اينچنين باشد،‌ انسان علمش را معلوم مي كند، ذهنش را عين مي كند، مفهوم را مصداق مي كند و مي شود علم مُجسَّد؛ اين معناي تعليم نفس است.
چگونگي تربيت و تأثير گذاري بر ديگران
بعد نسبت به ديگران هم كه بخواهد معلّم ديگران باشد، فرمود : فَلْيَكُنْ تَأدِيبُكَ بِسيرَتِكَ لا بِلِسانِك(5). با زبان، سخنراني كردن، با زبان قلم،چيز نوشتن خيلي آسان است. اين همه سخنراني هائي كه هست، اين همه كتاب‌هايي كه هست؛ امّا يك كسي بتواند تحولّي در مخاطبانش ايجاد بكند، گفت آنكه يافت مي نَشود آنم آرزوست! بيان نوراني حضرت اين است كه شما با روشتان جامعه را اصلاح كنيد، نه با حرف هايتان. آن حرف هايتان گوشه اي از مشكلات را مي تواند حل كند؛ تا اگر كسي خودش را تأديب نكند، سيره محققانه پيدا نكند كه روشمند نيست! وقتي روشمند نبود نمي تواند با سيره، مردم را تربيت كند! قهراً سخنراني هم همين آثار اندكي دارد که مي بينيد!
برتري تربيت كننده خويش بر تربيت كننده ديگران
بعد فرمود:وَ مُعَلَّمُ نَفسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا اَحَقُّ بِالاِجلالْ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسْ وَ مُؤَدِّبِهِم(6). ما موظّفيم كه جامعه فرهنگيان را، معلّمان را گرامي بداريم. اگر كسي معلّم جامعه بود، حرمتش را نگه داريم، احترام بكنيم و مانند آن. امّا اگر كسي معلّم جامعه نيست، بلکه معلّم خودش است، خودش را خوب ساخت؛ او را بيشتر بايد گرامي بداريم. ما اگر جامع هر دو كار شديم، طُوبي لَنَا وَ حُسنُ مَآب. هم خودمان را ساختيم، هم جامعه اي را متحوّل كرديم؛ ديگر فرشتگان به استقبال انسان مي‌آيند، ملائكه تجليل مي كنند.
شدت لذّت مؤمنان به هنگام مرگ
همين كه يك مختصري آثار مرگ در انسان پيدا شد، تمام محصولش را در آن وقت مي بيند كه چه گروهي به حضور او مي آيند، چه گروهي استقبال مي كنند، چه نشاطي او دارد! مرحوم كليني (ره) از امام (ع) نقل كرده است كه هيچ لذّتي براي مؤمن بالاتر از لذّت مرگ نيست! چون هيچ فشاري ندارد.يك بيان لطيفي سيّدنا الاُستاد مرحوم علامه طباطبائي داشتند، مي فرمودند:‌ اين شهداء، مخصوصاً شهداي كربلا؛ اينها كه در ميدان جنگ در خونشان دست و پا مي زنند، خيلي ها خيال مي كنند اينها در حال احتضارند و رنج مي برند! ايشان مي فرمودند كه شهيد كه تير خورده، در خونش دست و پا مي زند؛ مثل يك انساني است كه در نيمروز سوزان در يك استخر خنك دارد شنا مي كند، هيچ رنجي ندارد.
از وجود مبارك امام باقر (ع) سؤال كردند : شهداي كربلا اين همه تير و دِشنه و شمشير را چه جور تحمل كردند! حضرت فرمود : آنها فشاري احساس نمي كردند، مثل اينكه شما با دو انگشتتان مقداري پوست يا گوشت يكي از انگشت ها را فشار بدهيد. اين دو تا انگشت اگر يك مختصر گوشت انگشت ديگري را فشار بدهد، مگر چقدر درد مي آيد! فرمود : آنها هم بيش از اين احساسي نداشتند. خانواده هايشان رنج مي برند كه آنها در شعله دارند مي‌سوزند، امّا آنها مثل اينكه در استخر دارند شنا مي كنند! بعضي ها در آبند، ولي در آتشند! در جريان طوفان نوح تعبير قرآن كريم اين است كه اين كفار غرق شدند : اُغرِقُوا فَاُدخِلُوا ناراً (7)، نه ثُمَّ اُدخِلُوا! با (فاء) تَفريع تعبير كرد، فرمود:‌ اينها همين كه رفتند در آب، رفتند در آتش؛ نه يعني بعد از اينكه آبها كنار رفت و تمام شد و زمين خشك شد، سوخت و سوز اينها شروع شد؛ ثُمَّ اُدخِلُوا نيست! اُغرِقُوا فَاُدخِلُوا ناراً؛ چون آني كه بايد بسوزد، در آب هم مي سوزد.
بنابراين مومنان کشته شده توسط اصحاب اُخدود اينجور نبودند؛ آنها سوختند، امّا مثل اينكه فِي رُوضَهٍ مِنْ رِياضِ الجَنَّه دارند دست و پا مي زنند. گرچه آتش براي مؤمن ممكن است گلستان نباشد، پوست بدنش را بسوزاند؛ امّا سوخت و سوز يك مطلب است، درد و احساس مطلب ديگر است؛ دردي اينها احساس نمي كنند. كسي كه براي رضاي خدا تلاش و كوشش مي كند و در راه رضاي خدا و حفظ نظام اسلامي تلاش و كوشش مي كند، حافظ خون شهداء و ايثارگران و تلاش جانبازان باشد؛ اين دردي احساس نمي كند! چون مهمان ذات أقدس إله است.
خداي سبحان آن بيان نوراني را در قرآن كريم فرمود، وجود مبارك حضرت امير هم اين بيان را كه مي تواند شرح و تفسير آن آيه باشد به ما آموخت. فرمود : اگر كسي خود را خوب ساخت، اين شايسته تر است به اِجلال و تجليل و تكريم تا كسي كه فقط براي مردم سخنراني مي كند!
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (مدظلّه) در جلسه درس اخلاق در ديدار با جمعي از طلاب،‌ دانشجويان، حافظان قرآن و اقشار مختلف مردم ـ قم ؛ آذر 1384
_________________________________
(1) نهج البلاغه/ حكمت 73 (2) مصباح الشريعه/ 16 (3) ديوان حكيم سنائي غزنوي/ شمارة 209
(4) ديوان شمس تبريزي/ ص 569 (5و6) نهج البلاغه/ حكمت 73 ـ با اندكي اختلاف
(7) نوح/ 25

منبع: کیهان


 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج