جمعه 25 آبان 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت!

محمدرضا محقق
چگونه می‌توان و باید از اسطوره حقیقت و ابرمرد یکه ‌تاز تاریخ هستی و شهسوار آفرینش و مولای دو عالم حضرت علی ابن ابی‌طالب امیرالمومنین(ع) سخن گفت؟
به راستی که گفتن و نوشتن از شخصیت و سیره مردی به بزرگی و عظمت او نه کار هر کس است و نه در قدرت هر قلم.
به قول شاعر پاکباز ما که گفت:
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
حقیقت آن است که هر کسی که اندک مرور و مطالعه‌ای در تاریخ و منش و روش و زندگی و فضایل بی‌ شمار حضرتش داشته باشد به این واقعیت اعتراف می‌کند که زبانش از گفتن و قلمش از نگاشتن آنچه درخور علی باشد عاجز است.
اما به حکم
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
در کنار دریای فضایل و عظمت شخصیت علی به قدر تشنگی خویش جرعه‌ای برمی‌گیریم باشد که او نیز در روز جزا دست ما را بگیرد و در کسوت قسیم جنت و نار، ما را در زمره اهل ولا و بهشتیان به شمار آورد.
شخصیت و سیره امیرالمومنین در کنار فضایل و ویژگی‌های ممتاز ایشان، چونان منشوری چند وجهی از این مرد الهی، انسانی ذو ابعاد ساخته و پرداخته است که بازتابش نور معرفت بدان می‌تواند تصاویری سترگ و شگرف را از انعکاس روحی بزرگ در کالبد جسمی نازنین  پدید آورد که می‌توان در مقطعی از تاریخ به وسعت ازل تا ابد به تماشایش نشست و از جرعه‌های مصفای جام معرفتش مست و شیدا شد.
علی در قامت یک حاکم اسلامی، در سیمای یک عارف بالله، در هیئت یک کارگر خستگی‌ناپذیر، در جامه یک ادیب بی‌نظیر، در کسوت یک مجاهد بی‌ بدیل، در تجسم یک یل نام‌آور، در قامت یک  نوازشگر لطیف یتیمان و محرومان…
آری علی در تمام این تصاویر، بی‌ بدیل و بی ‌نظیر است و حضور و ظهورش چونان شهاب ثاقبی، پرتوافشان آسمان انسانیت و معرفت.
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نباشد
چو علی گرفته باشد سرِ چشمه بقا را
اگر دریای فصاحت و بلاغت و گوهرهای کلام باشد، مروارید  نهج‌البلاغه، اگر عرصه جنگاوری و بت ‌شکنی باشد، رزم‌آوری برافکندن در خیبر، اگر میدان عبودیت و رازداری باشد، درد غربت و آه چاه و… و هر پرده و هر نقش و هر صفحه‌ای از دفتر سبز و سرخ حیات طیبه این مرد مردستان عشق و شور و نور و خدا، سرشار از زیباترین و برترین رشحات و لمحات عرفانی و انسانی است.
همه نام ‌آوران و نخبگان و بزرگان فکر و قلم در طول تاریخ در برابر عظمت علی سر تعظیم فرود آورده و بنده بزرگی او شده‌اند.
از ابن ابی‌الحدید گرفته تا جرج جرداق و از شهریار ملک سخن گرفته تا نیما یوشیج.
از علامه امینی گرفته تا قله‌های علم و معرفت، همگی در ذیل آسمان بلند علی تنها توانسته‌اند برای لحظاتی در قدر وسع فکر و انگشتانه وجود خویش به آفتاب عالم تاب فضایل علی خیره بمانند و بهره گیرند.
علی آنقدر عزیز و عظیم و شگرف و سترگ است که حتی دشمنانش هم به بلندای عظمت او اذعان می‌کنند و بر عدالتش صحه می‌گذارند و از او به  بزرگی نام می‌برند.
علی را در همه عرصه‌ها می‌توان در اوج دید؛
شب را به راز و نیاز با خدای خویش و برگزاردن هزار رکعت نماز، سحرگهان را به اطعام بردن برای یتیمان و محرومان و برکشیدن بار گدایان بر دوش، روز را به کارگری و چاه‌کنی و نخل آبادی و… و انک هزار و یک بار بر دوش و غم بر دل؛
آنسان که خود می‌گوید خار بر چشم و استخوان در گلو.
به راستی که باید گفت هیچ تعبیری تکان‌ دهنده ‌تر و تلخ‌تر از این در هیچ کجای تاریخ بشریت بر زبان نرفته است چرا که هیچ کس به قدر علی مظلومیت و غربت و تنهایی را نچشیده که او اول مظلوم تاریخ است.
چگونه می‌توان مظلومیت و غربت علی را در آن روزگار تاریک و ابراندود برشمرد و معنا نمود.
چگونه می‌توان به کنه آن همه درد پی برد و بر زبانش آورد.
چگونه می‌توان به رازهای دل علی راه برد که همدم او در شباهنگام درد و بی ‌کسی چاه است و بس.
آری؛ به راستی که گفتن و نوشتن از شخصیت و سیره مردی به بزرگی و عظمت امیرالمومنین نه کار هر کس است و نه در قدرت هر قلم.
به قول شاعر پاکباز کاشانی که گفت
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم…
تنها و تنها همین یک جمله در وصف علی از بیان ناقص و زبان الکن نگارنده این ستور برمی‌آید که بگوید:
علی خلاصه خداوند بود.
آری؛ به قول زیبا و پرخون و جانانه شهریار ملک سخن:
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
در این شب‌ها که به نام و یاد علی مزین و منور است و برای اهل نظر و خبر سرشار از سرّ؛ و اینکه چه رمزی در این مقارنت و مطابقت شب قدر با صلای فزت و رب الکعبه علی نهفته است… در این شب‌ها بجاست تا به قدر وسع اندیشه و قدرت بال پرواز خویش در آسمان معارف علوی به او بیندیشیم و به رسم ناب و منش تابناکش تشبه جوییم تا ما نیز در زمره رستگاران درآییم.
در جهانی همه شور و همه شر
ها علی بشر کیف بشر
شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی

منبع: کیهان


 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج