سه شنبه 22 آبان 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

نقش تربیتی تـغـافـل

یکی از روش‌های تربیتی اسلام که خیلی مهم، کاربردی و پرفایده است، تغافل یا چشم‌پوشی می‌باشد. منابع اسلامی به‌ویژه قرآن و روایات، به کارگیری آن را در معاشرت‌های اجتماعی، خانوادگی؛ امور تربیتی، و مدیرتی مورد تأکید قرار داده‌اند؛ و این صفت پسندیده را از خصوصیات پرهیزکاران و مؤمنین برشمرده‌اند. به عنوان نمونه پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «المؤمن نصفه تغافل»[1]؛ «نیمی از مؤمن تغافل چشم‌پوشی است.»

و امام علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «العاقل نصفه الاحتمال و نصفه تغافل»[2]؛ «نیمی از انسان عاقل، بردباری و تحمل است؛ و نیم دیگرش تغافل و نادیده گرفتن.»

 واژه‌شناسی

تغافل عبارت است از این که آدمی چیزی را که می‌داند و از آن آگاه است، با اراده و عمد، خود را به بی‌خبری و غفلت بزند و به گونه‌ای وانمود کند که از آن ناآگاه و بی اطلاع است؛ و درواقع خود را غافل نشان دهد. این حالت زمانی ممدوح و از صفات پسندیده است که از لغزش‌ها و عیوب مردم به خاطر ثمرات تربیتی آن، چشم‌پوشی کنی و خود را بی‌خبر نشان دهی تا در اصلاح رفتار و کردارش مؤثر واقع شود.

تغافل با کلمات متفاوتی همچون چشم‌پوشی، عفو و گذشت، اغماض، به رو نیاوردن، نادیده گرفتن و …، مترادف و هم معنی به‌کار برده می‌شود. در قرآن بهترین واژه‌ای که این معنی را به طور کامل می‌رساند، واژه «صفح» می‌باشد.

«وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»؛ «باید عفو کنید ولغزش‌های دیگران را نادیده بگیرید؛ آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند غفور و رحیم است.»[3]

«وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»؛ «اگر عفو کنید و صرف نظر نمایید و ببخشید، [خدا شما را می‌بخشد]؛ چرا که خداوند آمرزنده و مهربان است.»[4]

راغب اصفهانی می‌گوید: هرچند عفو و صفح به یک معنی و هردو در مورد گذشت و چشم‌پوشی از تقصیر دیگران است، ولی باید دانست که واژه صفح در افاده این معنی رساتر است. زیرا در صفح علاوه بر مفهوم گذشت، رو نیاوردن وروی گرداندن و گناه طرف را نادیده گرفتن نیز ملحوظ است. ممکن است کسی را پس از محکوم کردن به مجازات عفو کنند اما صفح آن است که روی بگردانی و گناه طرف را نادیده بگیری و اگر مجرم در مقام عذرخواهی برآمد طوری با او برخورد کنی که گویی اصلاً گناهی از او سر نزده است. عفو به معنی پوشاندن است؛ اما صفح به معنی روی گرداندن و نادیده گرفتن می‌باشد. در عفو با فرض گناه روی آن سرپوشی می‌گذارند ؛ اما در صفح به‌طور کلی گناه را نادیده می‌انگارند.

راغب همچنین در مورد واژه صفح می‌گوید: «الصفح ترک التّثریب»؛ « صفح آن است که مجرم را سرزنش نکنی [ و گناهش را به رو نیاوری].»

امام هشتم(علیه‌السلام) در ذیل آیه شریفه «فاصفح الصفح الجمیل»[5]؛ «از‌ آنها [دشمنان] به خوبی صرف نظر کن!» فرمود: «العفو من غیر عتاب»؛ «مقصود از صفح، عفو کردن بدون سرزنش است.»

خلاصه این که رتبه صفح از عفو بالاتر است و به گفته منطقیین بین عفو و صفح، عموم و خصوص مطلق است؛ بدین معنا که هر صفحی عفو هست، ولی هر عفوی صفح نیست.[6]

شریفترین خوی بزرگواران

تغافل نشانه بزرگواری و کرامت نفس و باعث جلب محبت و ستایش مردم است. امام علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «من اشرف اعمال (احوال) الکریم غفلته عما یعلم»؛ «خود را به بی‌خبری نمایاندن از بهترین کارهای بزرگواران (افراد کریم النفس) است.»[7] ایشان همچنین می‌فرماید: «تغافل یحمد امرک»[8]؛ «از لغزشهای مردم تغافل کن، کارت ستوده می‌گردد.»

چشم پوشی از لغزش‌ها و عیوب دیگران یکی از سیره‌های اخلاقی و عملی نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) می‌باشد، که در اصلاح اخلاق و رفتار مردم و تربیت آنها نقش بسزایی داشته است؛ و در کتب روایی و تاریخی به برخی از آنها اشاره شده است.

امام رضا(علیه‌السلام) درباره سنن و سیره رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مطالب مبسوطی روایت فرموده‌اند که در قسمتی از آن این‌گونه آمده است: «دائماً خوشرو و ملایم و خوش برخورد بود. سخت‌گیر، داد و فریاد کن و بدزبان نبود، نه عیبجو بود و نه ستایشگر. در مقابل آنچه دوست نمی‌داشت خود را به غفلت می‌زد و به روی خود نمی‌آورد، کسی از ایشان ناامید نمی‌شد. سه کار را درباره مردم انجام نمی‌داد: کسی را مذمت و تقبیح نمی‌کرد، لغزش‌ها و مسائل پنهانی افراد را دنبال نمی‌کرد و در موردی سخن می‌گفت که امید ثواب داشت.»[9]

تغافل مصلحت آمیز

گاهی عیوب دیگران را نادیده گرفتن و خویشتن را در لغزش‌های این و آن بی‌اطلاع نشان دادن در اصلاح اخلاق و اعمالشان مؤثرتر از اظهار کردن و برو آوردن است. در چنین مواردی مصلحت اقتضا می‌کند که آگاهی خود را پنهان داریم، از لغزش آنان سخنی نگوئیم و تغافل را جایگزین انتقاد نماییم.

تغافل در جایی است که شخص مرتکب گناهی شده و از آگاه شدن دیگران بیم و هراس دارد، خیر و صلاح در این است که رازش را پوشیده داریم، و از دانسته‌های خویش تغافل نماییم تا او برای مصون داشتن شرافت خود پیرامون آن عمل نگردد و گناهی را که مرتکب شده است، تکرار ننماید.

در زمینه انحراف‌های قانونی و اخلاقی لازم است در اغلب موارد اطلاع خود را آشکار کنیم و آگاهانه انتقاد نماییم؛ لکن مصلحت ایجاب می‌کند که در پاره‌ای از موارد دانستة خود را برو نیاوریم و خویشتن را غافل و ناآگاه وانمود سازنیم تا پرده حیای گنهکار پاره نشود و در عمل ناروای خود جری و جسور نگردد، به عبارت کوتاهتر در امور زندگی و آمیزش‌های اجتماعی نباید کور باشیم، ولی در بعضی از مواقع باید چشم‌های خود را ببندیم. و بدانیم که یکی از اصول مسلم آن است که شرع به ظاهر است و محتسب به درون خانه راه ندارد.[10]

امام صادق(علیه‌السلام) فرموده: «صلاح حال التعایش و التعاشر ملأ مکیال ثلثاه فطنة وثلثه تغافل»[11]؛ «صلاح زندگی و معاشرت با مردم محتوای پیمانه پری است که دو سومش فهم و آگاهی باشد و یک سومش تغافل.»

پس تغافلی که در تعالیم دینی ممدوح شناخته شده و اولیای اسلام پیروان خود را به رعایت آن تشویق کرده‌اند، تغافلی است که ناشی از عقل و مصلحت و هم‌آهنگ با اخلاق و فضیلت باشد و تغافل کننده آن را با حسن نیت و اندیشه پاک انجام دهد که چنین تغافلی از صفات حمیده است و اگر انگیزه متغافل فقط بزرگواری و شرافت نفسانی باشد، تغافلش بسیار ارزنده و پر ارج است.[12]

روش تربیتی تغافل

از جمله تغافل های شایسته و ممدوح که ممکن است سودبخش و مفید واقع شود و نتیجه خوب ببارآورد در امور تربیتی فرزندان ودانش‌آموزان در محیط خانه و آموزشگاه می‌باشد. گاهی کودک برای اولین بار مرتکب خلافی می‌شود که اولیا و مربیانش از آن آگاه می‌گرددند، اما مصلحت تربیت اقتضا می‌کند که تغافل نماید، خود را به بی‌خبری بزند و آن رفتار ناپسند را به رو نیاورند، تا شخصیت کودک را در هم نشکنند و او احساس بی‌آبرویی نکند و در عمل ناروای خود جری و جسور نگردد.

تغافل والدین و مربیان اگر به‌جا و در مورد صحیح باشد، نتیجه مثبت می‌دهد و در تربیت فرزندان، حسن اثر می‌گذارد؛ و اگر نابجا و در غیر مورد واقع شود نه تنها اثر مفید ندارد؛ بلکه در بعضی از مواقع مضر و زیانبخش خواهد بود. تشخیص موارد صحیح و ناصحیح تغافل فرع بر شناخت اوضاع و احوال کودک است. باید محیط خانواده و مدرسه، طرز تربیت، و شرایط زندگی آنها را در نظر گرفت و انگیزه‌ای که آنها را به کار خلاف واداشته بررسی کرد و از مجموع آنها موارد تغافل به‌جا و بی‌جا را تمیز داد.

برای روشن شدن مطلب می‌توان به عنوان مثال دزدی‌های کودکانه را که کم و بیش بین اطفال مشاهده می‌شود، ذکر کرد. در خانواده‌هایی که والدین و سایر بزرگترها وظیفه شناس و درستکارند و در تربیت کودکان عدل و انصاف، حق و فضیلت، عواطف و محبت، و خلاصه تمام جهات لازم را رعایت می‌نمایند، علی‌القاعده فرزندان به خوبی پرورش می‌یابند و دچار سوء تربیت، عقده‌های روانی، و کمبود محبت نیستند؛ این قبیل کودکان تا زمانی که از محیط خانواده خارج نشده و با این آن تماس پیدا نکرده‌اند، اندیشة دزدی در سر نمی‌پرورند و از فکر تجاوز به دیگران مبرّی و منزّهند؛ و اگر اتفاقاً دچار لغزش شوند و چیزی را پنهانی بربایند انحرافش ریشة روانی ندارد، بلکه عامل موقتی او را به این کار واداشته است.

اگر در آن موقع یکی از اعضای خانواده اورا ببیند، وظیفه او ودیگر اعضای خانواده در این مورد تغافل است، و باید خود را ناآگاه جلوه دهند، و به شخصیتش آسیبی نرسانند؛ بلکه غیر مستقیم اورا به قبح کارش واقف سازند و موجبات جلوگیری از تکرار آن‌را فراهم آورند.[13]

نمونه‌هایی از فایدهای تغافل برای خود شخص

کرامت و عزت نفس

افرادی که لغزش‌های دیگران را نادیده می‌گیرند بزرگترین فایده‌اش به خودشان برمی‌گردد؛ چراکه با این کار عزیز و قابل احترام می‌شوند و ارزش و منزلت خود را بالا می‌برند.امیر المؤمنین علی(علیه‌السلام) در این باره می‌فرماید: «عظموا اقدارکم بالتغافل عن الدنی من الامور»[14]؛ «با چشم‌پوشی کردن از چیزهای کوچک، خود را بزرگ کنید و بر قدر و منزلت خویش بیفزایید.»

 خوشی زندگی

در زندگی اجتماعی و خانوادگی اگر این امر مهم رعایت نشود زندگی تیره و تار و غیر قابل تحمل می‌شود. ایشان همچنین می‌فرمایند: «من لم یتغافل و لا یغُضُّ عن کثیر من الامور تنغصت عیشته»[15]؛ «کسی‌که تغافل نکند و از بسیاری از امور چشم‌پوشی ننماید، زندگیش تیره و کور خواهد بود.»

 پس بایید برای لذت بردن از زندگی‌هایمان، از خطاهای دیگران به خصوص افراد خانواده و همسرانمان چشم‌پوشی کنیم تا طعم زندگی را بیش از پیش بچشیم.


[1]. کتاب شهاب، ص 7.

[2]. غررالحکم و دررالحکم آمدی، ص 117.

[3]. نور/ 22.

[4]. تغابن/ 14.

[5]. حجر/ 85.

[6]. مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، صص 594-591.

[7]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم: مشرقین، 1379، حکمت 222، ص 676.

[8]. غررالحکم و درالحکم آمدی، ص 451.

[9]. اکبری، محمود، اخلاق(1)/ مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه، قم: دانش حوزه، 1382، ص 28، به نقل از عیون اخبار الرضاu، ج 1، صص 635-644.

.[10] کمالی، سید علی، همزیستی ومعاشرت در اسلام، قم: اسوه، 1376، ص 250.

[11]. تحف العقول، ص 359؛ بحار الانوار، ج 75، ص 241.

.[12] فلسفی، محمدتقی، گفتار فلسفی(اخلاق ازنظر همزیستی و ارزشهای انسانی)، تهران: نشر معارف اسلامی، 1363، ج 1، صص 405-403؛ و ر.ک: فائضی، علی، جایگاه روش‌های تنبیه در تعلیم و تربیت، فیض کاشانی، 1373، صص 85-78.

.[13] همان، صص 416-408.

.[14] تحف العقول، ص 224.

.[15] فهرست غرر، ص 297.

منبع:  وبلاگ آسمانی  بقلم آقای  نورعلیزاده


 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج