چهارشنبه 30 آبان 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

محاسبه اعمال در قرآن(2)

ب: از هيچ كس سئوال نمي‌شود

فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ.[1]
در اين روز (قيامت) از گناهان هيچ فردي از انس و جن سئوال نمي‌شود.
و نيز مي‌فرمايد: «وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الُْمجْرِمُونَ» (قصص/ 78).
ج: ستمكاران مورد سئوال واقع خواهند شد

اُحْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ.[2]
ستمكاران و ياران آن‌ها و آنچه را كه غير از خدا پرستش مي‌كردند برانگيخته و به راه دوزخ راهنمائي كنيد و آنان را بازداشت كنيد زيرا آنان مورد سئوال واقع خواهند شد.
د: پاداش صابران بدون حساب است

 قُلْ يا عِبادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ.[3]
بگو اي بندگان با ايمان، تقوا پيشه باشيد براي آنان كه در اين دنيا احسان نمايند نيكوئي خواهد بود، و زمين پروردگار (براي رعايت اصل تقوا و پايبند بودن به احكام الهي) گسترده است فقط صابران بدون حساب پاداش كافي خواهند داشت.
حساب تكويني و حساب تدويني
قبل از بررسي و تفسير آيات گذشته لازم است نكته‌اي را ياد آور شويم و آن اينكه واژه حساب در قرآن در دو معني بكار رفته است.
1ـ حساب تكويني
2ـ حساب تدويني.
حساب تكويني
مقصود از حساب تكويني اين است كه آفرينش بر اساس يك رشته قوانين تخلف ناپذير و محاسبات دقيق پايه ريزي شده است، طلوع و غروب ستارگان، وزش باد، باريدن باران، رويش گياهان و رشد و نمو و توليد مثل موجودات زنده، و در يك كلمه همه حوادث و رخداد‌هاي گيتي، حساب شده است و از نظم و قانون دقيق پيروي مي‌كند.
قرآن كريم درباره حركت حساب شده و منظم خورشيد و ماه مي‌فرمايد:
«الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ» (الرحمن/ 5).
(هستي) خورشيد و ماه (و حركت آن دو) حساب شده است.[4]
نظم و حساب ياد شده اختصاص به پديده‌هاي تكويني ندارد، بلكه رخدادها و تحولات مربوط به زندگي فردي و اجتماعي بشر را نيز شامل است و قرآن از آن به عنوان «سنت‌هاي الهي» ياد مي‌كند.[5]
اعمال نيك و بد انسان هر يك در سرنوشت فردي و اجتماعي او مؤثر و كارساز است، و مايه تكامل يا انحطاط، سعادت يا شقاوت، پيروزي يا شكست و… آنان مي‌باشد.
اين سنت پايدار الهي به زندگي دنيوي انسان اختصاص نداشته، در مورد حيات پس از مرگ و سراي آخرت نيز جاري است و انسان در قيامت همان را درو مي‌كند كه در دنيا كاشته است (اَلدُّنيا مَزرَعَةٌ الاخِرَةِ) و قانون پاداش‌ها و كيفر‌هاي اخروي نيز از نظر بسياري از آيات قرآن بر همين پايه استوار است.
بر پايه حساب تكويني، عموميت و همگاني بودن حساب امري بديهي و روشن است، زيرا همه انسانها، از مؤمنان و مشركان، پارسايان و مجرمان و به تعبير قرآن مقربان، اصحاب يمين و اصحاب شمال همگي در مورد كارهائي كه در دنيا انجام داده‌اند، حساب پس داده و پاداش و كيفر اعمال خود را مي‌يابند.
حساب تدويني
نوع ديگري از حساب، حساب تدويني است نوع رائج و معروف «حساب تدويني» همان است كه انسان‌هاي عاقل و حسابگر در زندگي خود بكار گرفته، مداخل و مخارج و سود و زيان‌هائي را كه در زندگي با آن مواجه مي‌شوند مقايسه و محاسبه نموده و بر پايه آن تصميم گيري مي‌كنند.
شكل ديگر آن محاكم و ديوانهائي است كه عملكرد نهاد‌هاي حكومت را مورد بررسي قرار مي‌دهند و حساب هر يك از واحد‌هاي حكومتي و پرسنل و اعضاي آن را رسيدگي مي‌كند تا معلوم شود بودجه هائي كه در اختيار آنان قرار گرفته چگونه مصرف نموده و نيز اوقات اداري خود را چگونه سپري كرده‌اند؟
به نظر مي‌رسد حساب مربوط به عالم آخرت از نوع حساب تدويني است آن هم از شكل و مدل اخير آن، يعني آفريدگار جهان كه انسان را آفريده و همه سرمايه‌هاي حيات را در اختيار او قرار داده است و براي استفاده از آن‌ها آئين نامه و برنامه خاصي را تشريع نموده است در محكمه‌ي قيامت (يوم الحساب) آنان را مورد سئوال قرار داده و حساب اعمال و چگونگي استفاده آنان از سرمايه‌هاي حيات را بر اساس قوانين الهي رسيدگي مي‌كنند، اين جا است كه پرونده‌هاي اعمال (دواوين، كتب) گشوده مي‌گردند هر كس كار‌هاي خوب و بد خود را مشاهده مي‌كند، پرونده عمل برخي را به دست راست آنان مي‌دهند و اين گروه حساب آساني دارند.[6]
نامه عمل گروهي به دست چپ آنان داده مي‌شود و او از ديدن آن شرمنده و اندوهگين مي‌شود آرزو مي‌كند كه كاش پرونده اعمالش را به او نمي‌دادند.[7]
بررسي و تفسير آيات گذشته
از مطالب ياد شده دانسته شد كه بحث درباره حساب روز قيامت و همگاني بودن آن مربوط به حساب تدويني است نه حساب تكويني زيرا در عموميت و همگاني بودن حساب تكويني جاي هيچ گونه شك و ترديد نيست، زيرا بازگشت حساب تكويني به قانون پاداش و كيفر اعمال است كه قطعاً اختصاص به گروهي ندارد و شامل همه افراد بشر مي‌باشد.
از اين جا اشتباه و خلطي كه در كلام برخي از صاحب نظران در اين باره شده است، روشن مي‌گردد.
اكنون كه جايگاه بحث كاملاً روشن گرديد به بررسي آيات ياد شده در رابطه با همگاني بودن سئوال و حساب مي‌پردازيم:
نسبت دو دسته از آيات ياد شده (دسته اول و دوم) از نظر ظاهر نسبت تباين كلي است، زيرا مفاد دسته اول اين است كه از همگان سئوال مي‌شود و مفاد دسته دوم اين است كه از هيچ كس سئوال نخواهد شد.
با توجه به اين كه نمي‌توان واقعيت يك چنين تباين و تناقضي را پذيرفت، و يك چنين اختلاف با اصل «تشابه» و هم آهنگي آيات قرآن و عدم اختلاف آن‌ها نيز ناسازگار است بايد در فهم هدف آيات تلاش بيشتري كرد.
مفسران در جمع ميان اين دو دسته از آيات وجوهي را ذكر كرده‌اند كه برخي را ياد آور مي‌شويم:
هدف نفي سئوال به شيوه‌اي است كه در محاكم دنيوي رائج مي‌باشد مثلاً از هر كسي پرسيده نمي‌شود كه چرا فلان خطا را مرتكب شدي، بلكه به جاي آن واقعيت يا آثار آن گناهان را به گونه‌اي در وجود آنان منعكس مي‌نمايد كه هم خود آنان و هم ديگران به مجرم بودنشان واقف مي‌گردند شاهد بر اين تفسير آيه (40) سوره «الرحمن» است كه پس از اين كه مي‌فرمايد:
«فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ» مي‌فرمايد: «يُعْرَفُ الُْمجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ» مجرمان به چهره هايشان شناخته مي‌شوند.
در قيامت مواقف و ايستگاه‌هاي بسياري است، بنابراين ممكن است در برخي از آن مواقف درباره گناهان سئوال شود و در برخي از آن سئوال نشود.
مقصود اين است كه از آنان سئوال زباني نمي‌شود و به جاي آن، از اعضاء آنان سئوال مي‌شود و آن‌ها نيز بر كرده‌هاي خود گواهي مي‌دهند.
چنانكه مي‌فرمايد:
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.[8]
روز قيامت بر دهان‌ها مهر مي‌زنيم و دستهايشان به سخن آمده و پاها به آنچه انجام داده‌اند گواهي مي‌دهند، و يا به گونه‌اي ديگر.
مقصود از نفي سئوال، سئوال پس از قطعي شدن حساب هر كس و ورود گنهكاران به دوزخ است ولي آيات مثبت سئوال ناظر به مواقف قبل از معلوم شدن سرنوشت گنهكاران از نظر كيفر است چنان كه مي‌فرمايد:
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ.[9]
از مطالب ياد شده تفسير آيات دسته سوم (از ستمكاران سئوال نمي‌شود) نيز روشن شد وجوه ياد شده، در مورد اين دسته از آيات نيز جاري است.
و اما مسأله «صابران» بنابراين كه بدون حساب پاداش مي‌بينند، مي‌توان آن را يك استثناء و تخصيص در آيات همگاني بودن حساب دانست.
محاسبه آسان
اگر در روز رستاخيز با گروهي سخت گيري در حساب مي‌شود، در برابر، با گروه ديگري كه داراي صفات و افعال نيك مي‌باشند، با سهولت خاصي حساب برگذار مي‌شود چنان كه مي‌فرمايد:
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ ـ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً.[10]
آن كس كه نامه اعمال او به دست راست او داده شد به زودي به صورت آسان مورد محاسبه قرار مي‌گيرد.
و از آياتي، استفاده مي‌شود كه برخي از اعمال، مايه چنين سهولت حساب است:
صله رحم: از آيه «الذين يصلون»… (رعد/ 21) استفاده مي‌شود كه افرادي كه ملتزم به صله رحم مي‌باشد از بدي حساب نمي‌ترسند، و اين خود مي‌رساند كه انجام اين عمل مايه دفع سوء حساب است، طبعاً قطع رحم از نظر نتيجه، نقطه مقابل آن خواهد بود و امام صادق ـ عليه السّلام ـ از اين آيه نتيجه ياد شده در زير را گرفته مي‌فرمايد:
برقراري پيوند با بستگان، روز قيامت، حساب را آسان مي‌نمايد.[11]
از برخي از روايات، استفاده مي‌شود كه گره گشائي از مشكلات بندگان خدا و آسان گيري با آنان در معاشرت، رحمت الهي را به هنگام حساب جلب كرده و مايه آسان گيري در آن مي‌شود.

[1]. سوره الرحمن، آيه 39.
[2]. سوره صافات، آيه 22 ـ 24.
[3]. سوره زمر، آيه 10.
[4]. در اين باره به آيات: 38، 39، 40 سوره يس رجوع شود. (وَ الشَمسُ تَجري لِمُستَقَرٍ لَها).
[5]. به آيات: 38، 62/ احزاب، 43/ فاطر، 85/ غافر، 23/ فتح، 77/ اسراء رجوع نمائيد.
[6]. «فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً» (انشقاق/ 7).
[7]. «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ» (حاقه/ 25).
[8]. يس، آيه 65.
[9]. به تفسير مجمع البيان: ج 2، ص 398 و الميزان: ج 16، ص 79 و ج 19، ص 121 رجوع شود.
[10]. انشقاق / 7 ـ 8.
[11]. بحار الانوار، ج 7، باب 14، روايت 6.

منبع: سایت اندیشه قم

آيت الله جعفر سبحاني- تلخيص از منشور جاويد، ج 9، ص 280 ـ 308

کلمات کلیدی:, ,

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج