سه شنبه 3 مهر 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

علت و چگونگی شهادت حضرت فاطمه (س)

علت و چگونگی شهادت حضرت فاطمه (س)
ایام فاطمیه زمان مناسبی است برای اینکه اطلاعات جامعی را درباره چگونگی شهادت فاطمه (س) بدست آوردید.

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ رویداد‌های تلخ، شرایط سخت بیماری و دوری از پدر بیش از پیش شرايط جسمى و وضعيت روحى حضرت زهرا (س) را دشوارتر می‌کرد، اما حضرت فاطمه (س) با اینکه روز به روز پيكرش آب مى‏‌شد، هیچ شِکوه‌ای از بیماری نداشت.

 در هنگام یورش حاکمان غاصب به خانه‌اش، حضرت زهرا (س) به گونه‌ای میان درب و دیوار آسیب دیدند که علاوه بر صدمه‌های سخت، جنین ایشان نیز سقط شد و تازیانه های بیشماری بر جان و روح او نشست. همه این رویدادهای تلخ و دردناک حضرت زهرا (س) را به بستر بیماری کشاند و به شهادت ایشان منجر شد.

 حضرت امام حسن مجتبى (ع) در يک مجلس مناظره در حضور معاويه خطاب به مغيرة بن شعبه فرمود: «انت الذى ضربت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله حتى ادميتها و القت ما فى بطنها…؛ تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اينكه او بچه ‏اش را سقط كرد…» (1)

حضرت امام صادق (ع) با تصريح بيشتر در مورد علت بيمارى و شهادت فاطمه (س) مى‏‌فرمايند: «و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السيف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شديدا؛ سبب شهادت فاطمه (س) اين بود كه قنفذ (غلام خليفه دوم) با غلاف شمشير او را زده و بچه ‏اش را كشت و مادرم از اين جهت به بستر بيمارى افتاد.» (2)

حضرت فاطمه (س)، به ام ‏سلمه فرمود: برايم آبى آماده كن تا بدان غسل كنم، ام‏ سلمه آب را آورد و او غسل كرد و جامه پاكى پوشيد، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابيد و دست راستش را زير صورتش گذاشت. (3)

 همچنین در روايت ديگرى آمده كه: حضرت به اسماء فرمودند: آبى برايم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمودند: جامه ‏هاى جديدم را به من بده، آنها را پوشيده و فرمودند: بقيه حنوط پدرم را از فلان جا برايم بياور و زير سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اينجا بيرون برو، مى ‏خواهم با پروردگارم مناجات كنم.

اسماء مى‏‌گويد: از اتاق بيرون شدم و صداى مناجات آن حضرت را مى ‏شنيدم، آهسته به طورى كه مرا نبيند وارد شدم ديدم دست به سوى آسمان دراز كرده و مى‏ گويد: پروردگارا به حق محمد مصطفى و اشتياقى كه به ديدار من داشت، و به شوهرم على مرتضى و اندوهش بر من و به حسن مجتبى و گريه‌‏اش بر من و به حسين شهيد و پژمردگى و حسرتش بر من و به دخترانم كه پاره تن فاطمه مى‏ باشند و غم و اندوهى كه بر من دارند، از مى‏ خواهم كه بر گناهكاران امت محمد ترحم فرمائى و آنان را بيامرزى و به بهشت وارد كنى كه تو بزرگوارترين سؤال شوندگان و مهربان‏ترين مهربانانى. (4)

حضرت (س) ادامه داد و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسيار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (يا پروردگارم) رفتم.

 اسماء لحظه‌ه‏اى حضرت (س) را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنيد، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى ‏ترين كسى كه زنان حمل او را عهده‌‏دار شدند، اى دختر بهترين كسى كه بر ريگ‏هاى زمين پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابى نيامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ايشان را مى ‏بوسيد، گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليه‏ السلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.

امام حسن مجتبی (ع) خود را روى مادر انداخته و گاهى مى‏ بوسيد و مى ‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مى ‏بوسيد و می‌گفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.

اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان على عليه‏ السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مى ‏زدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و على عليه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر شهادت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلدارى داده می‌شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد شد.


پی نوشت‌ها:

۱ـ احتجاج طبرسى، ج. ۱، ص. ۴۱۴- بحارالانوار، ج. ۴۳، ص‏ص ۱۹۷، ح. ۲۸- سفینة، ج. ۲، ص. ۳۳۹.
۲ـ عوالم، ج. ۱۱، ص. ۵۰۴- بحار، ج. ۴۳، ص. ۱۷۰، ح. ۱۱.
۳ـ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» ۷۷.
۴ـ وفاه فاطمة الزهراء/ ۷۸.


 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج