دوشنبه 26 آذر 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

شش تدبیر امام رضا(ع) در نبرد با مأمون در کلام رهبر انقلاب

(بخش‌هایی از پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به كنگره‌ی جهانی امام رضا علیه‌السلام در ۱۸ مرداد سال ۱۳۶۳)
“مهم‌ترین چیزی كه در زندگی ائمه به‌طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر “مبارزه حاد سیاسی” است. از آغاز نیمه دوم قرن اول هجری كه خلافت اسلامی به‌طور آشكار با پیرایه‌های سلطنت آمیخته شد و امامت اسلامی به حكومت جابرانه پادشاهی بدل گشت، ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) مبارزه سیاسی خود را به شیوه‌ای متناسب با اوضاع و شرائط، شدت بخشیدند. این مبارزه بزرگ‌ترین هدفش تشكیل نظام اسلامی و تأسیس حكومتی بر پایه امامت بود.
تاریخ نتوانسته است ترسیم روشنی از دوران ده‌ساله زندگی امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج‌ساله جنگ‌های داخلی میان خراسان و بغداد به ما ارائه كند، اما به تدبر می‌توان فهمید كه امام هشتم در این دوران همان مبارزه درازمدت اهل‌بیت را كه در همه اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت‌گیری و همان اهداف ادامه می‌داده است.
اكنون جای آن است كه به اختصار، حادثه ولیعهدی را مورد مطالعه قرار دهیم. در این حادثه امام هشتم علی‌بن‌موسی‌الرضا در برابر یك تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یك نبرد پنهانی سیاسی كه پیروزی یا ناكامی آن می‌توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد. مأمون از دعوت امام هشتم به خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می‌كرد:
اولین و مهم‌ترین آن‌ها، تبدیل صحنه‌ی مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه فعالیت سیاسی آرام و بی‌خطر بود. همان‌طور كه گفتم شیعیان در پوشش تقیه، مبارزاتی خستگی‌ناپذیر و تمام نشدنی داشتند،این مبارزات كه با دو ویژگی همراه بود، تأثیر توصیف‌ناپذیری در برهم زدن بساط خلافت داشت، آن دو ویژگی، یكی مظلومیت بود و دیگری قداست… با اين كار مأمون آن دو ويژگی مؤثر و نافذ را نيز از گروه علويان می‌گرفت زيرا جمعی كه رهبرشان فرد ممتاز دستگاه خلافت و ولیعهد پادشاه مطلق‌العنان وقت و متصرف در امور كشور است نه مظلوم است و نه آن‌چنان مقدس.
دوم: تخطئه مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافت‌های اموی و عباسی و مشروعیت دادن به این خلافت‌ها بود.
سوم: این‌كه مأمون با این كار، امام را كه همواره یك كانون معارضه و مبارزه بود، در كنترل دستگاه‌های خود قرار می‌داد و به‌جز خود آن حضرت، همه سران و گردن‌كشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره خود در می‌آورد.
چهارم: این‌كه امام را كه یك عنصر مردمی و قبله امیدها و مرجع سؤال‌ها و شكوه‌ها بود در محاصره مأموران حكومت قرار می‌داد و رفته‌رفته رنگ مردمی بودن را از او می‌زدود و میان او مردم و سپس میان او و عواطف و محبت‌های مردم فاصله می‌افكند.
هدف پنجم این بود كه با این كار برای خود وجهه و حیثیتی معنوی كسب می‌كرد. طبیعی بود كه در دنیای آن روز همه او را بر این‌كه فرزندی از پیغمبر و شخصیت مقدس و معنوی را به ولیعهدی خود برگزیده و برادران و فرزندان خود را از این امتیاز محروم ساخته است ستایش كنند و همیشه چنین است كه نزدیكی دین‌داران به دنیاطلبان از آبروی دین‌داران می‌كاهد و بر آبروی دنیاطلبان می‌افزاید.
ششم آن‌كه در پندار مأمون، امام با این كار، به یك توجیه‌گر دستگاه خلافت بدل می‌گشت. بدیهی است شخصی در حد علمی و تقوائی امام با آن حیثیت و حرمت بی‌نظیری كه وی به‌عنوان فرزند پیامبر در چشم همگان داشت، اگر نقش توجیه حوادث را در دستگاه حكومت برعهده می‌گرفت هیچ نغمه‌ی مخالفی نمی‌توانست خدشه‌ای بر حیثیت آن دستگاه وارد سازد. این همان حصار منیعی بود كه می‌توانست همه‌ی خطاها و زشتی‌های دستگاه خلافت را از چشم‌ها پوشیده بدارد.
علت نامگذاری امام هشتم به نام رضا
نام اصلی امام هشتم، علی بن موسی، می باشد و علت نامگذاری ایشان به رضا، جهاتی مختلفی داشته است. لکن، آنچه که به دروغ به امام هشتم، نسبت داده میشود این است که: چون امام هشتم، به ولایت عهدی مامون، خلیفه عباسی، رضایت دادند و پذیرفتند، به “رضا” ملقب شدند. درحالیکه، در روایات اسلامی، این نظریه، بشدت رد شده است و تلاش دشمنان برای بی اعتبار کردن مقام امامت، تلقی شده است. امام جواد، در رد این نسبت، چنین، میفرمایند:
کذبوا و الله فجروا (بحارالانوار، ج 49، ص 4) سوگند به خدا، آنها که چنین، نسبتی میدهند، دروغ میگویند و گناه بزرگی را مرتکب میشوند.
سیره عملی امام رضا، نماز اول وقت در هنگام مناظره
به دستور مأمون، علمای برجسته از مذاهب گوناگون در مجالس مناظره حاضر می‌شدند و امام رضا علیه‌السلام با آنها بحث و مناظره می‌کرد. در یکی از این مجالس مناظرات امام رضا علیه‏السلام، «عمران صابی» که از فحول دانشمندان بود، در مجلس حاضر شد و در حضور مأمون درباره‏ی توحید خدا، با امام رضا علیه‏السلام به بحث پرداخت، هر سؤالی که مطرح می‏کرد، امام با استدلال محکم، جواب او را می‏داد، بحث و مناظره به اوج خود رسیده بود و کاملا داغ شده بود، در همین هنگام وقت ظهر فرارسید. امام رضا علیه‏السلام هماندم به یاد نماز افتاد و به مأمون فرمود: الصلاة قد حضرت: «وقت نماز فرارسید.» عمران صابی گفت: یا سیدی لا تقطع علی مسألتی فقد رق قلبی: «ای آقای من! دنباله‏ی بحث و بررسی و پاسخ به سؤال مرا قطع نکن (بنشین بعد از پایان بحث، برای نماز برو)، همانا قلبم برای پذیرش سخن شما، نرم شده است  و آماده پذیرش دین اسلام هستم. اما، امام رضا علیه‏السلام (تحت تأثیر احساسات عمران صابی قرار نگرفت) و فرمود: نصلی و نعود: «نماز را انجام می‏دهیم و بازمی‏گردیم.» امام رضا علیه‏السلام با همراهان برخاستند، و نماز را خواندند، و پس از نماز به همان مجلس بازگشته و به بحث و بررسی ادامه دادند. (عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 172)
حدیث سلسلۀ الذهب، هدیه امام هشتم به اهل سنت ایران
سلسلة الذهب، واژه ای است که یادآور ورود امام رضا به نیشابور، و استقبال بی نظیر دانشمندان و محدثین بنام اهل سنت و حدیث « کلمة لا اله الا الله حصنی …» و ثبت آن توسط بیست هزار کاتب و محدِّث و … می باشد. امام هشتم، علی بن موسی الرضا، با همراهان وارد شهر نیشابور ایران، میشوند. جمعیت استقبال کنند از امام، زیاد گزارش شده است. ابوزرعۀ رازی و محمد بن اسلم طوسی، از علمای بزرگ اهل سنت ایران در ان زمان، نزد امام رضا، شرف یاب میشوند و از ایشان درخواست می کنند، که حدیثی از جد خویش پیامبر اسلام، برای حاضرین، بیان فرمایند. شیخ صدوق در کتاب التوحید، ادامه داستان و واقعه، را چنین نقل کرده است:
اسحاق بن راهویه می‌گوید: وقتی امام رضا(ع) در سفر به خراسان به نیشابور رسید، پس از آنکه اراده کرد به سوی مأمون کوچ کند، مُحدِّثان جمع شدند، و عرض کردند: ‌ای پسر پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم از شهر ما تشریف می‌‏برید و برای استفاده ما حدیثی بیان نمی‌فرمایید؟ امام (علیه السلام) دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. آن حضرت دو گیسوى بافته شده، همانند دو گیسوى مبارک رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) داشت که بر شانه‏ مبارکش افکنده بود. مردم، از هر طبقه‏اى ایستاده بودند و به آن حضرت مى‏نگریستند. گروهى فریاد مى‏کردند و دسته‏اى مى‏گریستند و عده‏اى در خاک غلطان و گروهى نعل استرش را مى‏بوسیدند. صداى ضجه و فریاد بالا گرفته بود. این وضعیت تا ظهر به طول انجامید. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود، در این موقع بزرگان و قضات شهر فریاد کشیدند: مردم گوش کنید و حفظ نمایید، فرزند پیامبر را نیازارید، ساکت باشید. در حالی که بیست و چهار هزار مرکب‌دان، به جز دوات، در آن روز شمارش شد، امام (علیه السلام) این‌چنین شروع به املای حدیث فرمود:
و قالَ: سَمِعتُ أبی موسَی بنَ جَعفَرٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی جَعفَرَ ابنَ مُحَمَّدٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی مُحَمَّدَ بنَ عَلِی یقولُ: سَمِعتُ أبی عَلِی بنَ الحُسَینِ یقولُ: سَمِعتُ أبِی الحُسَینَ بنَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ(ص) یقولُ: سَمِعتُ جَبرَئیلَ یقولُ: سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یقولُ: لا إلهَ إلَّا اللّهُ حِصنی، فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی قالَ: فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةُ نادانا: بِشُروطِها، و أنَا مِن شُروطِها. (بحارالأنوار، ج ‏۴۹، ص 126)
شنیدم از پدرم موسی بن جعفر(ع) که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد(ع) که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی(ع) که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین علیهما السّلام که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی(ع) فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) که فرمود شنیدم از رسول خدا(ص) که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کلمه‏ «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با آواز بلند فرمود با شروط آن و من خود یکی از آن شروط می‌باشم.
علت نامگذاری به سلسلة الذهب
این حدیث معروف به حدیث سلسلة الذّهب [یعنی زنجیره زرّین و طلایی] است. این نامگذاری به این دلیل است که افراد حاضر در سند حدیث، همگی از معصومان‌اند؛ یعنی امام رضا(ع) از امام هفتم(ع) و او از امام ششم(ع) تا اینکه به امام اول(ع) می‌رسد و او از پیامبر(ص) و پیامبر از خدای تعالی نقل می‌کند؛ از این رو این حدیث از احادیث قدسی محسوب می‌شود..
پذیرش امامت، شرط توحید خالص
شیخ صدوق پس از نقل کلام امام(ع) در کتاب توحید، می‌گوید: معنی کلام حضرت این است که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» اقرار به امامت اهل بیت، است و اینکه امامان از جانب خداوند متعال نصب شده اند. به عبارت دیگر، توحید، با پذیرفتن رهبری امام حق (اهل بیت)، موجب نجات، خواهد بود و نه توحید بدون امامت.
منظره سخن امام رضا در نیشابور، همانند منظره روز غدیر بود که رسول خدا، در اجتماع انبوه مردم، ولایت و امامت علی علیه السلام، را پس از توحید، اعلام فرمودند..
دیدگاه دانشمندان اهل سنت درباره حدیث سلسلۀ الذهب
این رخداد و گزارش آن توسط اهل سنت همانند حاکم نیشابوری (405هـ) ابو نَعیم اصفهانی (430هـ) ابن حجر هیثمی (974هـ) و… نشانگر اهمیت و جایگاه ویژه این رخداد و مرجعیت علمی و معنوی امام علی بن موسی الرضا می باشد. نکته قابل ذکر این است که در کتب اهل سنت علاوه بر حدیث سلسلة الذهب معروف، احادیث دیگری نیز از امام رضا نقل کرده اند که امام رضا آن ها را از پدرانشان نقل کرده ولی متن حدیث با حدیث حصن متفاوت است، به دیگر سخن احادیث سلسلة الذهب در کُتُب اهل سنت بسیار است یعنی احادیثی که امام رضا آنها را از پدر و اجداد خود تا رسول الله نقل کرده اند ، بسیار بوده اما آنچه که معروف و مشهور می باشد حدیث سلسلة الذهبی است که به “حدیث حصن” نیز معروف است.
حاکم نیشابوری، از دانشمندان اهل سنت، می گوید :
لمّا دَخَلَ (علی بن موسی الرضا ) نیسابور … و شقَّ سوقها و علیه مظله لا یری من ورائها تعرض له الامامان الحافظان ابو زرعة الرازی و محمد بن اسلم الطوسی ومعهما من طلبه علم و الحدیث مالا یُحصی فتضرعا الیه ان یریهم وجهه و یروی لهم حدیثا عن آبائه … فقال: حدثنی ابی موسی الکاظم عن أبیه جعفر الصادق عن أبیه محمد الباقر عن أبیه علی زین العابدین عن أبیه شهید کربلاء عن أبیه علی بن ابیطالب قال : حدثنی حبیبی و قره عینی رسول الله قال : حدثنی جبرئیل سمعتُ ربُّ العزّه یقول :« لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی أمِنَ من عذابی » ، ثمَّ أرخی الستر و سار، فعدَّ اهل المحابر والدوی الذین کانوا یکتبون فأنافوا علی عشرین الفا. (ابن حجر هیثمی ، الصواعق المحرقه ص 205 ، محمد بن سلامه قضاعی، مسند الشهاب ج 2، ص 323، مُناوی ، فیض القدیر ج4، ص 489, شبلنجی , نور الابصار ص 313.)
هنگامی که امام رضا وارد نیشابور شد … مرکب امام ایستاد و امام داخل کجاوه نشسته بود و احدی صورت وی را نمی دید دو پیشوای اهل حدیث نیشابور به نامهای ابوزرعه رازی و محمد بن اسلم طوسی و سایر طلاب علوم حدیث (که قابل شمارش نبودند) به پیشواز امام آمده , ابوزرعه و محمد بن اسلم با التماس و گریه و زاری از امام خواستند تا صورت خود را بنمایاند و برای آنها حدیث از پدرانش نقل کند … .
ابن حجر هیثمی به نقل از احمد بن حنبل، می گوید : لو قرئت هذا الاسناد علی مجنون لبریء من جنته. (ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه ص 205) و نیز ابونعیم اصفهانی (430هـ) در یک بیان جامع، پیرامون این حدیث چنین می گوید: « هذا حدیثً ثابتً مشهورً بهذا الاسناد من روایت الطاهرین عن آبائهم الطیبین و کان بعض سلفنا من المحدثین اذا روی هذا الاسناد قال لو قرء هذا الاسناد علی مجنون لافاقَ.»
منبع: رجانیوز
کلمات کلیدی:, ,

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج