شنبه, اردیبهشت ۰۱, ۱۳۹۷
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

از محرم تا اربعین حسینی

از محرم تا اربعین حسینی/ ۱

سیره امام رضا(ع) با شروع ماه محرم/ شعار ماه محرم در سال ظهور/ کدام حادثه عاشورا در عصر ظهور حضرت مهدی(ع) تکرار خواهد شد؟

چرا ماه محرم، ماه ظهور است و یاد حسین، آغازین کلام مهدی از کنار کعبه؟ گویا امام حسین سال‌ها و قرن‌ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است؛ تا امام عصر ندایش را پاسخ گوید؛ پرچم بر زمین مانده‌اش را به دوش گیرد؛ و آرمان‌های بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین (ع) است و حضرت مهدی (ع) پاسخ دهنده آن.

گروه معار ف رجانیوز- مصطفی امیری*: با آغاز ماه محرم، ایام غم و اندوه شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام، شهرها، رنگ و بوی عاشورایی به خود می‌گیرند، حسینیه‌ها، مساجد و تکایا به نشانه‌ی عزاداری، سیاهپوش می‌شوند، پرچمها و پلاکارتهای عزاداری بر سر در خانه، و اماکن عمومی نصب می‌شود.؛ حرکات، گفتار و رفتارهای محبان اهل بیت نیز با الهام از نهضت جاودانه عاشورا، رنگ و بوی حسینی دارند، هرجا سخن از قیام کربلا و رهبر و پیشوای نهضت، حسین بن علی علیهما السلام و شهدای کربلا است. در سلسله نوشتارهای “از محرم تا اربعین حسینی”، به بیان محکمات و حوادث قیام امام حسین پرداخته خواهد شد. امید است مورد قبول واقع شود.

روایت جامع امام رضا در گرامیداشت ماه محرم و عاشورا

اهل بیت علیهم السلام، اهتمام ویژه‌ای به عزاداری و گریه بر امام حسین علیه السلام داشته اند و این مطلب در روایات فراوان نقل شده است که در این نوشتار، یکی از روایات بسیار جامع از امام رضا را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهیم. مرحوم شیخ صدوق رحمة الله علیه، در کتاب الامالی[۱]، روایتی جامع امام رضا را با سند صحیح[۲] ، معروف به “حدیث ریان بن شبیب”، که به نوبه خود، یکی از بهترین و جامع ترین بیانات معصومین در فضیلت، ثواب و آداب ماه محرم و عاشورای حسینی، می باشد، را نقل کرده است؛ در این نوشتار، و به اجمال، به بیان برخی از فرازهای حدیث گرانبهای امام هشتم، پرداخته خواهد شد و تفصیل آن به منابع مربوطه، ارجاع می گردد.[۳]

مستند شرعی عزدادرای امام حسین از اول محرم

اولین سوالی که مطرح می شود، اینکه چرا عزای امام حسین، از اول محرم آغاز می شود؟ با اینکه امام حسین و یارانش در دهم محرم، به شهادت رسیدند. اینکه چرا مراسم عزاداری برای اباعبدالله(ع) از اول دهۀ محرم آغاز می‌شود، دلائل مختلفی می‌تواند داشته باشد، لکن مستند شرعی عزاداری امام حسین از روز اول محرم، علاوه بر حدیث فوق، می تواند با تمسک به حدیث دیگری از امام رضا در کتاب وسائل الشیعه، باشد که ایشان می فرمایند:

کانَ أبی علیه‏السلام إذا دَخَلَ شَهرُ الُمحَرَّمِ لا یُرى ضاحِکا، وکانَتِ الکَآبَهُ تَغلِبُ علَیهِ حَتّى تَمضِیَ عَشرَةُ أیّامٍ، فإذا کانَ یَومُ العاشِرِ کانَ ذلکَ الیَومُ یَومَ مُصیبَتِهِ وحُزنِهِ وبُکائهِ، و یَقولُ: هُوَ الیَومُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَینُ.[۴]

چون ماه محرّم مى‏‌رسید کسى پدرم (امام کاظم) را خندان نمى‌‏دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آن که ده روز مى‏‌گذشت، روز دهم (عاشورا) روز سوگوارى و اندوه و گریه او بود و مى‏‌فرمود: عاشورا، روزى است که حسین علیه‌‏السلام در آن کشته شد.

روزه روز اول محرم و دعای فرزند دار شدن

در ابتدای حدیث، ریان بن شبیب، چنین نقل می کند، امام رضا به ایشان فرمود، آیا اولین روز ماه محرم را روزه هستید؟

عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ شَبِیبٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا علیه السلام فِی أَوَّلِ یَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ … .

از ریان بن شبیب، نقل شده است که در اول روز محرم بر امام رضا وارد شدم … .

آرزوی هر پدری، داشتن فرزند صالح و سالم می باشد. این رسم همیشگی بوده و خواهد بود. حتی پیامبران نیز از این امر، مستثنی نبوده اند. دیر رسیدن اولاد و فرزند، آنچنان سخت و ناخوشایند بوده است که از جمله دعاهای پیامبران در قرآن، دعای فرزند دارشدن می باشد. حضرت زکریا، بنابر مصالح و حکمت های الهی، صاحب فرزند نمی گردید، در چنین روزی (روز اول محرم) و بنابر روایت امام رضا، خدواند بشارت فرزند را به ایشان، عنایت فرمود؛ از اینرو، بنا بر فرموده سید ابن طاووس در کتاب شریف الاقبال،”روزه” روز اول محرم، مستحب (و اعلم أن أول یوم من المحرم من أیام الصیام و موسم من مواسم إجابة الدعاء لأهل الاسلام)[۵] و دعای در این روز بویژه هنگام افطار روزه این روز، مستجاب خواهد شد ان شا الله، همچنانکه دعای حضرت زکریا در طلب فرزند در سن پیری، مستجاب گردید:

یَا ابْنَ شَبِیبٍ أَصَائِمٌ أَنْتَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی دَعَا فِیهِ زَکَرِیَّا علیه السلام رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ (رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ)[۶] فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِکَةَ فَنَادَتْ زَکَرِیَّا (وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیى)[۷]‏ فَمَنْ صَامَ هَذَا الْیَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ کَمَا اسْتَجَابَ لِزَکَرِیَّا علیه السلام.

آن حضرت فرمود: اى فرزند شبیب آیا روزه هستى؟ عرض کردم: روزه ندارم. امام رضا، فرمود: در این روز، حضرت زکریا (علیه السلام) دعا کرد و از خداوند خواست تا به او فرزندى عنایت کند، خداوند دعاى او را اجابت فرمود و به فرشتگان امر نمود تا هنگامى که زکریا در محراب مشغول عبادت است وى را مژده دهند که خداوند به او فرزندى خواهد داد، اینک هر کس امروز روزه داشته باشد و از خداوند هر چه بخواهد، مورد اجابت قرار خواهد؛ گرفت همان طور که دعاى زکریا مستجاب شد.

پاسداشت حرمت ماه محرم در جاهلیت و هتک حرمت آن در اسلام

سپس امام رضا در ادامه و در دومین فراز حدیث، با مقایسه ماه محرم در دو دوره زمانی جاهلیت و اسلام، چنین نتیجه می گیرد، خلیفه مسلمین، حرمت و احترام اهل بیت پیامبر را در ماه حرام، رعایت نکرد و از جاهلیت نیز پیشی گرفتند:

ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِی کَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّةِ فِیمَا مَضَى یُحَرِّمُونَ فِیهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِیِّهَا صلی الله علیه وآله لَقَدْ قَتَلُوا فِی هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّیَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِکَ أَبَداً.

سپس فرمود: ای پسر شبیب ! همانا محرم ماهی است که مردم زمان جاهلیت در این ماه ظلم و کشتن افراد را به خاطر حفظ حرمت این ماه، حرام می‌دانستند؛ اما این امت [منظور گروه بنی امیه و طرفداران آنهاست که خود را از امت اسلام می‌دانستند]، حرمت این ماه و حرمت پیامبرش را نشناختند و در این ماه، ذریه و فرزندان ایشان را کشتند و زنانش را اسیر و اموالش را غارت کردند؛ خداوند آنها را هرگز نیامرزد.

امام هشتم با این بیان، درصدد القای این بخش از تاریخ اسلام هستند که دشمنان اهل بیت علیهم السلام،‌ بدتر از مردم زمان جاهلیت رفتار کردند؛ زیرا مردم آن زمان، حرمت ماه های حرام را حفظ می‌کردند و هر اندازه که باهم دشمنی داشتند، وقتی ماه حرام فرا می‌رسید، جنگ را رها می‌کردند. اما آنها با این که خود را از امت پیامبر اسلام می‌پنداشتند، نه حرمت این ماه را نگه داشتند و نه حرمت رسول خدا را؛ بلکه در این ماه، خون فرزند پیامبر اسلام را بر روی زمین ریختند، خانواده شان را اسیر کردند و حتی کار را به جایی رساندند که حرم شان را آتش زدند و اموال شان را به غارت بردند و در شقاوت و سنگدلی، از مردم زمان جاهلیت نیز پیشی گرفتند.

امام هشتم این مطلب را در روایت دیگری نیز این چنین بیان کرده است:

قَالَ الرِّضَا علیه السلام إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ کَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّةِ یُحَرِّمُونَ فِیهِ الْقِتَالَفَاسْتُحِلَّتْ فِیهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِکَ فِیهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِیَ فِیهِ ذَرَارِیُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّیرَانُ فِی مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِیهَا مِنْ ثَقَلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِی أَمْرِنَا.[۸]

 امام رضا علیه السلام فرمود: محرم ماهى بود که مردم جاهلیت جنگ و کشتار را در آن حرام مى‏دانستند [اما بنی امیه]‌ ریختن خون ما را در آن حلال شمردند و حرمت ما را دریدند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند و خیمه‏هاى ما را آتش زدند و آنچه را در آن بود، چپاول و غارت کردند و در باره ما حرمت رسول خدا صلی الله علیه وآله را مراعات نکردند.

لازم به ذکر است، بنابر اسناد تاریخی اعراب در دوره جاهلیت، زمانی که جنگ با ماه های چون ذی القعده، ذی‏الحجه، محرم و رجب تلاقی می یافت، نبرد را متوقف می کردند. قرآن نیز در سوره های توبه و بقره، مسلمانان را از جنگ و کشتار در این چهار ماه برحذر داشته است.[۹] اما کلیدداران حکومت اسلامی، حرمت خون فرزندان پیامبر را حتی در ماه محرم، نیز برخلاف رسم جاهلیت، حفظ نکردند (لَقَدْ قَتَلُوا فِی هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّیَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ).

آل سعود در عربستان، در امتداد شجره معلونه بنی امیه

اکنون و در زمان معاصر، آل سعود، یهودیان امت اسلام و در امتداد شجره ملعونه بنی امیه، همچون اسلاف خویش، در ماه محرم نیز جنگ بر علیه مردم یمن را رها نکردند. و این پرسش مطرح می شود که دفاع از کدام دین به سعودی ها اجازه می دهد که به قتل ملت یمن، آن هم در ماه های حرام، همت گمارد؟ و به اسم حمایت از دین اسلام و شریعت، جنگ به راه انداخته و علیه ملتی مسلمان، وارد جنگ شوند؛ آری؛ سر و حکمت تاکید اهل بیت بر خواندن زیارت عاشورا، نیز چنین خواهد بود که باید شمر و معاویه زمان را نیز شناخت. عاشورا، به جنگ و نزاع همیشگی بین حق و باطل اشاره دارد و مختص زمان خاصی نیست.

محرم، ماه حزن و اندوه شیعه اهل بیت

امام رضا در فراز دیگر از این روایت، نحوه‌ شهادت امام حسین که بر اوج مظلومیت، حکایت دارد، اشاره می کنند؛ عبارت: «فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ»، نهایت قساوت قلب قاتلان و بغض و عداوت آنها و در مقابل، اوج مظلومیت فرزند رسول خدا را بیان می‌کند. آن حسینی که جایش روی دوش پیامبر بود، و در آغوش مبارک ایشان و در خانه وحی بزرگ شد، روزی این گونه مظلومانه سرش را از فقا، جدا می کنند:

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَکَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ.

اى فرزند شبیب اگر مى‏خواهى برای کسى گریه کنى، برای حسین بن على علیه السلام گریه کن که او را مانند کبش، سر بریدند. و هیجده نفر از خاندان او را که مانند آن‏ها در زمین نبودند، با وى کشته شدند. آسمان و زمین براى کشته شدن او گریه کردند.

در این قسمت فرمایش امام هشتم، چند نکته برای شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام، قابل تأمل است:

آیا عزاداری و گریه برای امام حسین، بدعت در اسلام است؟

این فراز از سخنان امام هشتم علیه السلام، پاسخ این شبهه را می‌دهد که عزاداری بر امام حسین، بدعت در اسلام نیست و در سنت پیامبر و ائمه معصومین، سابقه داشته است؛ زیرا بدعت، آن است که ریشه‌ دینی و دستوری از جانب پیامبر، در فعل و قول، نداشته باشد.

طریحی از لغت شناسان صاحب نام در کتاب مجمع البحرین، چنین می‌گوید:

البدعه: وما لیس له أصل فی کتابٍ ولا سنّه، وإنّما سُمّیَتْ بدعه؛ لأنّ قائلَها ابتدعها هو نفسه.[۱۰]

بدعت، کار تازه‌ی در دین است که ریشه در قرآن و سنت پیامبر نداشته باشد. بدعت را از این جهت بدعت نامیده اند، چون گوینده‌‌ی آن، از پیش خود، ساخته و به وجود آورده است.

ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت،  نیز بدعت را این‌گونه معنا کرده است:

والمُحْدَثات بفتح الدال جمع مُحْدَثَه، والمراد بها: ما أحدث ولیس له أصل فی الشرع ویسمّی فی عرف الشرع بدعه، وما کان له أصل یدلّ علیه الشرع فلیس ببدعه.[۱۱]

محدثات، به فتح دال، جمع (محدثه) است. مراد از آن، هر چیز جدیدی است که ریشه‌ی شرعی نداشته باشد و در عرف شرع، بدعت نامیده شود و هر چیزی که ریشه و دلیل شرعی داشته باشد، بدعت نیست.

بنابراین، معنای بدعت همان است که به صورت اختصار بیان گردید؛ اما عزاداری و گریه بر شهادت امام حسین، ریشه دینی در آیات قرآن و سنت پیامبر، دارد؛ از جمله:

دلالت آیات قرآن بر جواز، گریه یعقوب نبی در فراق یوسف

سرگذشت حضرت یوسف از ابتدا تا پایان ماجرا همانند یک تراژدی خوفناک و تأثر برانگیز نقل شده است. آن هنگام که آتش حسد در دل برادران یوسف زبانه می کشد و نقشه ناپدید ساختن او را می کشند تا زمانی که در دل چاه قرار می‏گیرد و با پیراهن پاره پاره و آغشته به خون برادر، پدر را از دریده شدن به وسیله گرگ با خبر می کنند و به دنبال آن تأثّر و اندوه بی حدّ و اندازه یعقوب در غم از دست رفتن فرزند و گریه هر صبح و شام تا آنجا که خداوند از زبان حضرت یعقوب، این چنین می فرماید:

وَ قَالَ یَأَسَفَی عَلَی یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ.[۱۲]

گفت ای دریغ بر یوسف، و در حالی که اندوه خود را فرو می خورد، چشمانش از اندوه سپید شد.

حزن و گریه یعقوب چنان بود که چشمان وی از شدت حزن و گریه، نابینا گردید با این که می دانست او زنده است و به آغوشش باز می گردد. حال چگونه است حال پیامبر اسلام در اعلام شهادت فرزند خویش از طرف فرشته وحی؟

از این دلیل قرآنی، جواز گریه و زاری بر اولیاء الهی و شکوه و شکایت از اعمال سردمداران ظلم به پیش گاه خداوند استفاده می شود و به عنوان سیره یکی از پیامبران الهی، دلیلی محکم و قرآنی بر اصل مشروعیّت عزاداری و گریه بر مصیبت ها مورد بهره برداری قرار می گیرد.

دلالت سنت پیامبر، گریه پیامبر در فراق حمزه

همچنین در سیره و سنت پیامبر نیز گریه بر اشخاص مرده و شهید، بسیار فراوان گزارش شده است؛ از جمله:

ما رأینا رسول اللّه صلّی الله علیه و آله وسلّم باکیاً أشدّ من بکائه علی حمزه، وضعه فی القبله، ثمّ وقف علی جنازته، وانتحب حتّی بلغ به الغشی، یقول: یا عمّ رسول اللّه! یا حمزه! یا أسد اللّه! وأسد رسوله! یا حمزه! یا فاعل الخیرات! یا حمزه! یا کاشف الکربات! یا حمزه! یا ذابّ عن وجه رسول اللّه.[۱۳]

ندیدیم پیامبر بر کسی گریه کند، آن گونه که به شدّت در شهادت عمویش حمزه، اشک می ریخت، بدن حمزه را به طرف قبله قرار داد، و با صدای بلند گریه کرد تا حال غش به آن حضرت دست داد.

حال آیا آیات قرآن و سیره و سنّت پیامبر خدا، نمی تواند بهترین دلیل و حجت شرعی بر اقامه عزا برای امام حسین باشد؟[۱۴]

گریه و حزن پیامبر قبل از شهادت امام حسین

علاوه بر این، قبل از شهادت امام حسین، پیامبر اسلام، هنگامی که با اطلاع از غیب الهی، از شهادت فرزند خویش، خبر دادند، خویشتن نیز بارها و بارها، در مناسبت های گوناگون برای سبط و فرزند خویش و مظلومیت وی در کربلا، اشک ریختند و گریستند؛ از جمله حاکم نیشابوری از محدثین اهل سنت، از بنت الحارث، چنین نقل می کند:

فدخلت یوما إلی رسول الله فوضعته فی حجره، ثم حانت منی التفاته فإذا عینا رسول الله (ص) تهریقان من الدموع قالت: فقلت: یا نبی الله بأبی أنت وأمی مالک؟ قال: أتانی جبرئیل علیه الصلاه والسلام فأخبرنی ان امتی ستقتل ابنی هذا.[۱۵]

روزی خدمت حضرت رسیدم و حسین را در آغوش آن حضرت گذاردم؛ حضرت به من التفاتی نمود و چشمانش پر از اشک گردید. عرض کردم: یا نبی الله پدر و مادرم فدایتان چه شده است؟ حضرت فرمود: جبرئیل علیه الصلاه والسلام نزد من آمد و مرا با خبر ساخت که امت من به زودی این فرزندم را می کشند.

و نیز ابن عثم از دیگر مولفان اهل سنت، نیز به گریه و اندوه پیامبر، قبل از شهادت امام حسین، چنین اشاره می کند:

عن ابن عباس قال: … خرج النبی صلی الله علیه وآله وسلم فی سفر له، فلما کان فی بعض الطریق وقف فاسترجع ودمعت عیناه، فسئل عن ذلک، فقال: هذا جبریل یخبرنی عن أرض بشاطی الفرات یقال لها کربلا، یقتل بها ولدی الحسین ابن فاطمه … رجع وهو متغیر اللون محمر الوجه فخطب خطبه بلیغه موجزه وعیناه یهملان دموعا… .[۱۶]

از ابن عباس روایت شده: … نبی اکرم در مسافرتی بودند، در میانه راه، توقف نمود و استرجاع نمود [انا لله و انا الیه راجعون گفت] و اشک از چشمان حضرتش جاری شد، از علت این اقدام حضرت سؤال کردند، حضرت فرمود: جبریل هم اکنون به من خبر داد از سرزمینی در ساحل فرات که به آن کربلا گفته می شود، و در آن جا فرزندم حسین بن فاطمه به شهادت می رسد. سپس رسول خدا صلّی الله علیه وآله بازگشت و با رنگ پریده و صورتی گلگون خطبه بلیغ و موجزی خواند و این در حالی بود که چشمان آن حضرت پر از اشک بود … .

و نیز از قول عایشه، همسر پیامبر از کتاب المعجم الکبیر طبرانی از مولفان اهل سنت، چنین نقل شده است:

… قال فان أمتک ستقتله من بعدک … یقتل ابنک هذا واسمها الطف … ثم خرج إلی أصحابه فیهم علی وأبو بکر وعمر وحذیفه وعمار وأبوذر رضی الله عنهم وهو یبکی … .[۱۷]

… جبرئیل به پیامبر، وحی رساند: امت تو فرزندت حسین بن علی را بعد از تو می کشند … فرزندت را در سرزمینی که «طفّ» نام دارد می کشند … رسول خدا در حالیکه چشمان اش پر از اشک بود و گریه می کرد، به جمع اصحابش که علی و أبوبکر و عمر و حذیفه و عمّار و أبوذر بودند، پیوست … .

سیره عملی پیامبر خدا، در اعلان خبر شهادت فرزندش امام حسین، و نیز گریه و اندوه قبل از شهادت وی، سخن کسانی که عزاداری را بدعت می دانند به چالش کشیده و مهر بطلان بر آن می زند. چراکه، در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و اهل سنت، گریه بر امام حسین، در سنت پیامبر، ذکر گردیده است و قابل کتمان نیست.

شعار ماه محرم در سال ظهور

آنگاه، امام رضا در تبیین فرازی بسیار مهم، به منتقم خون حسین، امام عصر، مهدی و قائم آل محمد، اشاره می کنند:

وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِکَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ یَقُومَ الْقَائِمُ فَیَکُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ یَالَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ.

و چهار هزار فرشته براى یارى کردن او فرود آمدند و او را کشته یافتند، و آنها محزون و غبار آلود در کنار قبر او می‌باشند تا وقتى که قائم علیه السلام قیام کند، در هنگام ظهور قائم، آن فرشتگان وى را یارى مى‏کنند و شعار آنان «یالثارات الحسین» مى‏باشد.

ترجیع بند سخنان ائمه در مناسبت های گوناگون و سرنوشت ساز اسلام، همچون عاشورا، سخن و یاد امام عصر، بوده است. و این سوال مطرح میشود که به راستی، چه حکمتی در این امر، نهفته است؟ چرا ماه محرم، ماه ظهور است ؟ چرا عاشورا، روز «ظهور» است و یاد حسین آغازین کلام مهدی (ع) …؟ گویا امام حسین سال‌ها و قرن‌ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است؛ تا امام عصر ندایش را پاسخ گوید؛ پرچم بر زمین مانده‌اش را به دوش گیرد؛ و آرمان‌های بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین (ع) است و حضرت مهدی (ع) پاسخ دهنده آن.

یالثارات الحسین، شعار منتظران امام عصر در عصر غیبت

شعار یالثارت الحسین، شعاری همگانی است[۱۸] و تنها به فرشتگان موکل حرم امام حسین برای یاری قائم آل محمد، اختصاص ندارد، و به نزاع تاریخی جریان حق و باطل، اشاره دارد؛ از اینرو، شعار اصلی یاران و اصحاب امام عصر در سال ظهور، نیز “یالثارات الحسین”، خواهد بود؛ امام صادق‏ در وصف یاران امام عصر، چنین می فرمایند:

… هُمْ مِنْ خَشیَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ یَدعُونَ بِالشَّهادَةِ وَیَتَمَنَّونَ اَنْ یُقتَلُوا فِی سَبیلِ اللّهِ شِعارُهُم یَالَثاراتِ الحُسَینِ‏… .[۱۹]

… یاران مهدی تنها از خدا می‏ترسند و همواره در آرزوی شهادت در راه خدا هستند. و شعار یاوران مهدی، یالثارات الحسین است … .

نزول فرشتگان برای یاری امام حسین

همچنین این فراز از حدیث امام رضا، به این موضوع نیز اشاره دارد که فرشتگان الهی به قصد یاری آن حضرت در سرزمین کربلا، در روز عاشورا فرود آمدند؛ اما وقتی آن حضرت، به شهادت رسیده اند، از اینرو، تا هنگامه ظهور، با حالت ژولیده و غمگین، نزد قبر مطهر آ‌ن حضرت باقی می مانند تا قائم آل محمد، ظهور نماید.

این فراز از حدیث، در مضامین دیگر روایات، نیز ذکر شده است؛ از جمله سید بن طاووس، چنین نقل می کند:

ذَکَرَ الْمُفِیدُ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فِی کِتَابِ مَوْلِدِ النَّبِیِّ ص وَ مَوْلِدِ الْأَوْصِیَاءِ ص بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ لَمَّا سَارَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ مِنْ مَکَّةَ لِیَدْخُلَ الْمَدِینَةَ لَقِیَهُ أَفْوَاجٌ مِنَ الْمَلَائِکَةِ الْمُسَوِّمِینَ وَ الْمُرْدِفِینَ … وَ قَالُوا یَا حُجَّةَ اللَّهِ … إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَدَّ جَدَّکَ رَسُولَ اللَّهِ ص بِنَا فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ أَمَدَّکَ بِنَا … ؛ وَ أَتَتْهُ أَفْوَاجٌ مِنْ مُؤْمِنِی الْجِنِّ فَقَالُوا لَهُ یَا مَوْلَانَا نَحْنُ شِیعَتُکَ وَ أَنْصَارُکَ فَمُرْنَا بِمَا تَشَاءُ فَلَوْ أَمَرْتَنَا بِقَتْلِ کُلِّ عَدُوٍّ لَکَ وَ أَنْتَ بِمَکَانِکَ لَکَفَیْنَاکَ ذَلِکَ … .[۲۰]

شیخ مفید در کتاب «مولد النّبی و مولد الاوصیاء» با سند خود از امام صادق نقل میکند: هنگامى که امام حسین از مکّه حرکت کردند، گروه‏ هایی از فرشتگان باصف هاى آراسته و در صفوف متوالی … خدمت حضرت رسیدند و سلام دادند و عرض کردند: اى حجت خداوند بر خلق … همانا خداوند عزّوجل، پیامبر را در جاهاى بسیارى به وسیله ما فرشتگان، کمک و یارى فرموده و اکنون نیز ما به یارى تو آمده ایم … ؛ و نیز گروه هایی از مؤمنین جنّ آمدند و عرض کردند: آقا، ما شیعیان و یاران شمائیم، هر چه خواهید دستور دهید، اگر دستور بدهید که همه دشمنان کشته شود و شما از جاى خود حرکت نکنید، ما دستور شما را اجرا مى‏کنیم … .

سؤالی که با توجه به این روایت، در ذهن می‌رسد این است که چرا امام حسین علیه السلام درخواست یاری فرشتگان و جنیان را رد کردند؟ علت آن در ادامه همین روایت، بیان شده است، زیرا، هدایت و هلاکت در عاشورا با دلیل باشد:

وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ أَقْدَرُ عَلَیْهِمْ مِنْکُمْ وَ لَکِنْ لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ یَحْیى‏ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ.[۲۱]

به خدا سوگند، ما بیش از شما بر نابودی آنها قدرت داریم، اما می‌خواهیم هر که هلاک می‌شود و یا به حیات ابدی می‌رسد، بر اساس دلیل روشن و برهان و با اختیار واقعی، باشد.

آری، امام حسین (ع)، به شهادت خویش آگاه بودند، کما اینکه پیامبر، نیز از شهادت ایشان، بارها و بارها، خبر داده بودند، لکن امام حسین به تبعیت از فرمان خدا، و به قصد امر به معروف و نجات امت اسلام از خلافت بنی امیه و حاکمیت ظلم و ستم، به سمت عراق و کربلا، حرکت کردند.

رخدادهای شگفت بعد از واقعه عاشورا

امام رضا در تبیین فراز بعدی از حدیث جامع فضیلت قیام امام حسین، به حوادث و رخدادهای پس از شهادت امام حسین علیه السلام در عصر عاشورا، اشاره می فرمایند که در عالم اتفاق افتاد که نشانه‌ی حقانیت ایشان و معجزه برای آن حضرت محسوب می‌شود:

یَا ابْنَ شَبِیبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ علیه السلام أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ جَدِّی علیه السلام مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ.

ای پسر شبیب! پدرم، از پدرش از جدش (امام باقر علیه السلام) نقل کرده است،‌ هنگامی‌که جدم حسین علیه السلام کشته شد، آسمان خون و خاک سرخ بارید.

این رویداد در منابع اهل سنت نیز ذکر شده است. واقدی، تراجم نگار اهل سنت، در کتاب “الطبقات الکبری”، واقعه خون باریدن از آسمان را چنین، نقل می کند:

لَمّا قُتِلَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام مَطَرَتِ السَّماءُ دَماً، فَأَصبَحَت خِیامُنا وکُلُّ شَی‏ءٍ مِنّا مُلِئَ دَماً.[۲۲]

هنگامى که حسین بن على شهید شد، بارانِ خون از آسمان بارید و خیمه‏ها و همه چیزمان، پر از خون شد.

همچنین ابن عدیم حلبی، مولف کتارب “تاریخ حلب”، نیز این واقعه را اینگونه، روایت می کند:

لَمّا قُتِلَ الحُسَینُ علیه السلام احمَرَّتِ السَّماءُ مِن أقطارِها، ثُمَّ لَم تَزُل حَتّى‏ تَقَطَّرَت، فَقَطَرَت دَماً.[۲۳]

هنگامى که حسین کشته شد، کرانه‏هاى آسمان، قرمز شد. سپس این گونه ماند، تا بارید و خون بارید.

البته در این روایت، تنها به یکی از این رویدادها اشاره است، درحالی که طبق در روایات دیگر، اتفاقات دیگری نیز در عالم رخ داده است. در نوشتاری مستقل، این حوادث مطابق روایات اهل سنت گردآوری شده است.

رجعت امام حسین، رخداد شگفت انگیز عصر ظهور

و اما در عصر ظهور، رخدادهای شگفت انگیز عاشورا، امتداد پیدا خواهد کرد و بار دیگر و بعد از قیام قائم آل محمد، حضرت مهدی، امام حسین و برخی از ائمه، بار دیگر، به دنیا رجعت خواهند نمود تا مجازات الهی کافران خالص، از همین دنیا، آغاز شود. در روایتی، رجعت امام حسین و امیرالمؤمنین با قیام حضرت مهدی (عج) بیان شده است.

جابر از امام باقر(ع) نقل می کند: امام حسین(ع) در روز عاشورا، قبل از شهادتش، خطاب به اصحاب و یارانش در کربلا، به تفصیل در مورد رجعت خود و یاران خود در عصر ظهور و هنگام حکومت جهانی امام عصر، سخن گفت:

قَالَ الْحُسَیْنُ لِأَصْحَابِهِ قَبْلَ أَنْ یُقْتَلَ … فَأَبْشِرُوا فَوَ اللَّهِ لَئِنْ قَتَلُونَا فَإِنَّا نَرِدُ عَلَى نَبِیِّنَا قَالَ ثُمَّ أَمْکُثُ مَا شَاءَ اللَّهُ فَأَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ فَأَخْرُجُ خَرْجَةً یُوَافِقُ ذَلِکَ خَرْجَةَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ قِیَامَ قَائِمِنَا.[۲۴]

حسین بن علی، قبل از شهادت در عاشورا، خطاب به یاران خویش چنین فرمود: بشارت باد شما را به خدا قسم اگر این قوم ما را بکشند، ما نخستین کسانی هستیم که نزد پیامبرمان باز می گردیم و تا مدتی که خدا بخواهد، توقف خواهیم کرد، آن گاه من اولین کسی هستم که قبرش شکافته می شود و ناگهان از قبر خارج می شوم، در حالی که امیرالمؤمنین نیز از قبرش خارج شده و آن هنگامی است که مهدی ما، قیام نموده است.

ثواب گریه و زیارت امام حسین، همنشینی با پیامبر و اهل بیت در بهشت

سپس امام رضا در ادامه حدیثی جامع که به آداب ماه محرم، اشاره دارد، به ثواب حزن و اندوه در این ماه برای سرور و سالار شهیدان، تصریح می فرمایند که عقل انسان از فهم و درک ثواب آن، عاجز می باشد و اگر این چنین احادیث صحیح السندی وجود نداشت، همانا، شبهه خناسان شبکه های ماهواره ای وهابیت، در دل ها استوار می گردید، اما با بیان رسای امام رضا، راه بر هر گونه شبهه و بدعت دانستن گریه بر امام حسین، بسته ماند:

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَکَیْتَ عَلَى الْحُسَیْنِ علیه السلام حَتَّى تَصِیرَ دُمُوعُکَ عَلَى خَدَّیْکَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً قَلِیلًا کَانَ أَوْ کَثِیراً. یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَیْکَ فَزُرِ الْحُسَیْنَ علیه السلام. یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَسْکُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِیَّةَ فِی الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِیِّ وَ آلِهِ صلی الله علیه وآله فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ. یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ لَکَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَقُلْ مَتَى مَا ذَکَرْتَهُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً. یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَیْکَ بِوَلَایَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَه.

اى فرزند شبیب! اگر بر حسین علیه السلام، گریه کردی تا این که اشکهایت بر گونه‏ هایت جارى شود، خداوند همه گناهان تو را مى‏آمرزد، بزرگ باشد یا کوچک اندک باشد یا زیاد. اى فرزند شبیب! اگر میخواهى خداوند را ملاقات کنى در حالى که گناه نداشته باشى، حسین علیه السلام را زیارت کن. اى فرزند شبیب! اگر میخواهى در بهشت جاى گیرى و با محمد و آل محمد، هم‏نشین گردى، قاتلان حسین را لعنت کن. اى فرزند شبیب! اگر میخواهى ثواب شهداى کربلا را داشته باشى، هر گاه یاد آنها را کردى بگو: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»؛ اى فرزند شبیب! اگر میخواهى با ما در درجات بلند قرار گیرى، در هنگام اندوه ما اندوهگین باش، و در وقت خوشحالى ما خوشحالى کن، به ولایت اهل بیت تمسک بجویید و بدان اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند روز قیامت او را با همان سنگ، محشور میکند.

البته چنین تعابیری تنها در منابع شیعه نیست، بلکه در منابع اهل سنت نیز مضمون آن وجود دارد. از جمله، در کتاب فضائل الصحابه احمد بن حنبل (رئیس مذهب حنبلی در اهل سنت)، روایت صحیح السندی[۲۵] چنین نقل شده است:

… أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قثنا الرَّبِیعُ بْنُ مُنْذِرٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: کَانَ حُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ، یَقُولُ: مَنْ دَمَعَتَا عَیْنَاهُ فِینَا دَمْعَةً، أَوْ قَطَرَتْ عَیْنَاهُ فِینَا قَطْرَةً، أَثْوَاهُ اللَّهُ عز وجل الْجَنَّةَ.[۲۶]

… اسود بن عامر (ابو عبد الرحمن) از ربیع بن منذر نقل کرد که پدرش گفته: حسین بن علی همیشه می‏فرمود: هر کس چشمانش برای ما پر اشک شود و یا یک قطره اشک برای ما بریزد، خداوند او را در بهشت جای خواهد داد.

زیارت امام حسین از راه دور به روایت کلینی

و اما وظیفه کسانی که نمی توانند امام حسین را در کربلا و در کنار مرقد شریف ایشان، زیارت کنند، چیست؟ یکی از امتیازات مذهب شعیه، کشتی نجات بودن فرزند پیامبر، سبط النبی، قرۀ العین رسول، امام حسین، می باشد. از اینرو، سفینۀ النجات سرور و سالار شهیدان، دستورالعمل های بسیار فراوانی دارد و به فراخور و اقتضای طبیعت مخاطب، قابل انتخاب است. از اینرو، امامان معصوم، در مناسبت های گوناگون، نسخه های متفاوتی را تجویز می فرمودند؛ از جمله این دستورالعمل ها، آسانی زیارت امام حسین، می باشد تا یاد و نام عاشورا و قیام امام حسین به هر مناسبتی در خاطره ها، ماندگار و جاودانه شود؛ از جمله، امام صادق علیه السلام، دراین باره، چنین، می فرمایند:

یا سَدیرُ، تَزورُ قَبرَ الحُسَینِ علیه السلام فی کُلِّ یَومٍ؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ! لا، قالَ: فَما أجفاکُم! قالَ: فَتَزورونَهُ فی کُلِّ جُمعَةٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ فی کُلِّ شَهرٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ فی کُلِّ سَنَةٍ؟ قُلتُ: قَد یَکونُ ذلِکَ. قالَ: یا سَدیرُ، ما أجفاکُم لِلحُسَینِ علیه السلام! أما عَلِمتَ أنَّ للّهِ عَزَّ وجَلَّ ألفَی ألفِ مَلَکٍ شُعثٍ غُبرٍ یَبکونَ ویَزورونَ لا یَفتُرونَ، وما عَلَیکَ یا سَدیرُ أن تَزورَ قَبرَ الحُسَینِ فی کُلِّ جُمعَةٍ خَمسَ مَرّاتٍ وفی کُلِّ یَومٍ مَرَّةً؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ! إنَّ بَینَنا وبَینَهُ فَراسِخَ کَثیرَةً. فَقالَ لی: اصعَد فَوقَ سَطحِکَ، ثُمَّ تَلتَفِتُ یَمنَةً ویَسرَةً، ثُمَّ تَرفَعُ رَأسَکَ إلَى السَّماءِ، ثُمَّ انحو نَحوَ القَبرِ، وتَقولُ: السَّلامُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَیکَ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَکاتُهُ، تُکتَبُ لَکَ زَورَةٌ، وَالزَّورَةُ حُجَّةٌ وعُمرَةٌ. قالَ سَدیرٌ: فَرُبَّما فَعَلتُ فِی الشَّهرِ أکثَرَ مِن عِشرینَ مَرَّةً.[۲۷]

اى سَدیر! قبر حسین علیه السلام را در هر روز، زیارت مى‏کنى؟». گفتم: فدایت شوم، نه! فرمود: «چه قدر جفاکارید!». فرمود: «او را هفته‏اى یک بار، زیارت مى‏کنید؟». گفتم: نه. فرمود: «در هر ماه، چه طور؟». گفتم: نه. فرمود: «در هر سال، چه؟». گفتم: گاه، چنین مى‏شود. فرمود: «اى سَدیر! چه قدر به حسین علیه السلام جفا مى‏کنید! آیا نمى‏دانى که خداى عزوجل، دو هزار هزار فرشته پریشان غبارآلود دارد که مى‏گِریند و زیارت مى‏کنند و خسته نمى‏شوند. چه مى‏شود اى سَدیر که قبر حسین علیه السلام را در هر هفته، پنج بار و در هر روز، یک بار، زیارت کنى؟». گفتم: فدایت شوم! میان ما و او فرسنگ‏ها راه است. امام علیه السلام به من فرمود: «به بالاى بام خانه‏ات برو. سپس به راست و چپ، توجّه کن و آن گاه، سرت را به سوى آسمان، بالا ببر و به سوى قبر حسین علیه السلام رو کن و بگو:” السَّلامُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَیکَ و رَحمَةُ اللّهِ و بَرَکاتُهُ: سلام بر تو، یا ابا عبد اللّه! سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد!”. برایت، یک زیارت نوشته مى‏شود و زیارت، [معادل‏] یک حج و عمره است». [پس از آن،] گاهی در یک ماه، بیش از بیست بار، این دستور امام صادق را انجام می دادم.

آری؛ إنَّ لِقَتْلِ الحسینِ حَرارَةً فی قلوبِ المومنینَ لا تَبْرُدُ أبداً. همانا به خاطر کشته شدن حسین علیه السلام حرارتی در دل های مومنین است که هرگز سرد نمی شود.

—————————————–

دانش آموخته حوزه علمیه قم

منبع: فرهنگ نیوز

 —————————————–

[۱] . شیخ صدوق، الامالی، ص ۱۹۲٫

[۲] . مجلسی، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج‏ ۵، ص ۳۸۳٫

[۳] . ر.ک: موسسه تحقیقاتی ولیعصر، مقاله ماه محرم و فضیلت عاشورای حسینی، لینک.

[۴] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، جلد ۱۰، صفحه ۳۹۴٫

[۵] . ابن طاووس، الاقبال، ج ۳، ص ۴۲٫

[۶] . سوره آل عمران، آیه ۳۸٫

[۷] . سوره آل عمران، آیه ۳۹٫

[۸] . شیخ صدوق، الامالی، ص ۱۲۹٫

[۹] . آیات ۳۶ و ۲۱۷ سوره های مبارکه توبه و بقره

[۱۰] . طریحی، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۱۶۳٫

[۱۱] . عسقلانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج ۱۳، ص ۲۱۲٫

[۱۲] . سوره یوسف، آیه ۸۴٫

[۱۳] . طبری، ذخائر العقبی، ص ۱۸۱٫

[۱۴] . ر.ک: سایت موسسه تحقیقاتی ولیعصر، مقاله آیا عزاداری برای امام حسین، بدعت است، لینک

[۱۵] . حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۱۷۶

[۱۶] . ابن عثم، الفتوح، ج ۴، ص ۳۲۵٫

[۱۷] . طبرانی، المعجم الکبیر، ج ۳، ص۱۰۷٫

[۱۸] . ر.ک: ویکی شیعه، مدخل یالثارت الحسین، لینک.

[۱۹] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸٫

[۲۰] . ابن طاووس، اللهوف، ص ۶۷

[۲۱] . همان.

[۲۲] . واقدی، الطبقات الکبرى، ج ۱،  ص ۵۰۵٫

[۲۳] . ابن عدیم، بغیة الطلب فى تاریخ حلب، ج ۶، ص۲۶۳۷٫

[۲۴] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۶۱٫

[۲۵] . ر.ک: موسسه تحقیقاتی ولیعصر، مقاله پاداش گریه در عزای اهل بیت از نگاه اهل سنت، لینک.

[۲۶] . ابن حنبل، فضائل الصحابة، ج ۲، ص ۶۷۵٫

[۲۷] . کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۸۹٫