سه شنبه 29 آبان 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

زندگي كريمانه یعنی محتاج اغیار و فرزندان نشدن

بخشي از نهج‌البلاغه مربوط به ادعيه حضرت امیر (ع)است؛ گرچه ادعيه آن حضرت در خلال سخنان آن حضرت آمده، ولي برخي‌ها كه تمام نهج‌البلاغه را مرقوم داشتند، مسئله ادعيه را از مسئله خُطَب و كلام جدا كرده‌اند. خطبه 225 مربوط به دعاي آن حضرت است كه وجود مبارك اميرالمؤمنين يك دعائي دارد، دعاي حضرت هم خيلي دعاي كريمانه است.
در بعضي از دعاها به خدا عرض می‌كند: خدايا! همه نِعمتهایی كه به ما دادي، از جان ما و اعضاء و جوارح ما، اينها نعمت‌هاي توست كه به ما دادي و عاريه است و همه را هم می‌گيري، ما هم تسليم می‌كنيم. امّا اوّلين نعمتي كه از ما می‌گيري جان ما باشد، نه اينكه اوّلين نعمتي كه از ما می‌گيري اعضاء و جوارح باشد، بعد جان ما را بگيري! كه مثلاً يك كسي نابينا باشد يا دست و پايش را از دست بدهد، محتاج به بچه‌ها بشود در منزل، بعد بميرد! فرمود: اين مرگ ديگر مرگ كريمانه نيست؛ يا اين زندگي، زندگي كريمانه نيست! زندگي كريمانه آن است كه انسان تا آخرين لحظه محتاج كسي نباشد ولو به فرزندانش، و لو فرزندان، حسن و حسين (سلام الله عليهما) باشند!
رزق بي‌واسطه؛ درخواست حضرت امير(ع) از خداوند
اين دعاي 225 هم مشابه آن دعاي كريمانه است؛ عرض می‌كند: خدايا! همه نِعَم را كه در اختيار بشر است، تو دادي؛ روزي همه را هم تو تأمين می‌كني. چون در قرآن فرمود: مَا مِنْ دابَّهٍ فی الارض إلا عَلَي اللهِ رِز‎قُهَا (1). فرمود: همه موجودات عائله پروردگارند، همه‌شان سهميه دارند و خدا روزي همه را به عهده گرفته: اِنَّ اللهْ هُوَ الرَّزاقُ ذُو القُوَّهِ المَتين(2). هيچ حيواني؛ چه دريایي، چه صحرایي، چه فضایي، نيست مگر اينكه سهميه دارد و تحت عائله الهي است.لكن بعضي‌ها روزي‌شان مع‌الواسطه است، بعضي‌ها روزي‌شان بلا واسطه؛ آن‌ها كه روزي‌شان مع‌الواسطه است، خيلي احساس حقارت نمي‌كنند. ولي وجود مبارك حضرت امير عرض می‌كند: خدايا! روزي همه كه به دست توست؛ بعضي را بلاواسطه می‌دهي، بعضي را مع‌الواسطه؛ روزي ما را بلاواسطه بده. كاري بكن كه ما محتاج كسي نباشيم.
دو عنصر محوري در سيره اقتصادي امير مؤمنان (ع)
اينها خانداني‌اند كه علمشان هم بلاواسطه است، يعني اينها نگران مكتب نرفته‌اند كه عالم شدند؛ معلّم اينها الله است! همانطوري كه رزق معنوي‌شان را بلاواسطه از خدا دريافت می‌كنند، اين همه علوم را گرفتند؛ رزق ظاهري‌شان را هم می‌خواهند بلاواسطه بگيرند، يعني خودشان كار بكنند و تأمين بشوند. لذا در سيره آن حضرت اين دو عنصر محوري خيلي درخشان است؛ يكي (‌تلاش در توليد)، يكي (‌قناعت در مصرف). می‌فرمايد:اگر می‌خواهيد با سيادت و آقایي زندگي كنيد، يا اگرجامعه بخواهد روي پاي خودش بايستد، مستقل باشد، با عظمت و جلال زندگي كند؛ اين دو عنصر را بايد داشته باشد: تلاش در توليد، قناعت در مصرف. يك كشوري كه واردات ندارد، تمام نيازهاي كشاورزي و دامداري و صنعت را خودش تأمين می‌كند؛ اين آقاي خودش است و در مصرف هم قانع است.
مصونيت از فقر، درخواست حضرت امير(ع)
از خداي سبحان
اينجا هم به خدا عرض می‌كند: اَللّهُمَّ صُنْ وَجهِي بِاليَسار؛ خدايا! آبروي ما را با داشتن حفظ بكن. يك انسان ندار بالأخره ناچار است كه از ديگران كمك بگيرد و به ميل ديگران حرف بزند! اين كه در بخشي از قرآن دارد: لا تَقتُلُوا اُولادَكُمْ خَشيَهَ اِملاق(3)، غالباً اين بزرگواران تفسير اين (‌اِملاق‌) را به فقر معنا كرده‌اند؛ يعني از ترس فقر بچه‌هايتان را نكشيد. در جاهليّت اين بچه‌كشي رواج داشت. «‌اِملاق‌» از تملّق و چاپلوسي است و انسان ندار و تهيدست به مَلَق و چاپلوسي می‌افتد؛ از اين جهت فقر را گفتند: (‌اِملاق )، و گرنه اَملَقَ به معناي اِفتَقَر نيست و فقرهم به معناي نداري نيست، نداري را به فقدان تعبير می‌كنند؛ انسان ندار فاقد است، نه فقير. «‌فقير‌» به كسي می‌گويند كه ستون فقراتش شكسته و نمي‌تواند بايستد. يك انسان بي‌مال چون قدرت قيام ندارد، قدرت ايستادگي ندارد؛ به او می‌گويند (‌فقير ). و گرنه لغتاً فقر به معناي نداري مال نيست! اين است كه حادثه سخت قيامت را می‌گويند «‌فاقِرِه‌»، يا فلان حادثه فاقِرَهُ الظهر است، يعني كمرشكن است. فَقَرَهُ، يعني ستون فقراتش را شكاند. يك انسان ندار چون قدرت ايستادن و ايستادگي ندارد، به او می‌گويند: «‌فقير‌».
آثار سوء‌فقر در كلام امير مؤمنان (ع)
وجود مبارك حضرت امير عرض می‌كند: خدايا! تمام نِعَم را كه تو می‌دهي، مبادا طوري باشد كه ما محتاج ديگري باشيم و آن استقلال و عزّت را از دست بدهيم! اَللّهُمَّ صُنْ وَجهِي بِاليَسار؛ يعني آبروي مرا با داشتن حفظ بكن. وَ لا تَبذلْ جاهِي بِالاِقتار؛ در اثر نداري آبروي مرا بريزي، مبذول كني، بريزي، اين كار را نكن! چرا‌؟ فَاَسْتَرْزِقَ طالِبِي رِزْقِكَ وَ اَستَعطِفَ شِرارِ خَلقِكَ؛ وقتي من نادار بشوم، ناچارم كه از كساني كه روزي تو را می‌خورند، كمك بگيرم. بالأخره انسان كه نمي‌تواند بدون غذا زنده باشد! و ناچارم عاطفه كسي را جلب بكنم كه او در كنار سفره تو نشسته است؛ ناچارم منّت او را بكشم و روزي با منّت مطلوب نيست!!
وَ اُبْتَلَي بِحَمدِ مَنْ اَعطَانِي؛ من مبتلا بشوم، ناچار بشوم كه كسي را كه چيزي به من داد، ستايش كنم. وَ اُفْتَتَنَ بِذَمِّ‌ مَنْ مَنَعَنِي؛ آن كسي كه به من نداد، من گرفتار فتنه بشوم و او را مذمّت كنم؛ در حالي كه نه آني كه داد مال خودش را داد، نه آني كه نداد، مال خودش را نداد! هر دو مال تو دست اينهاست، ولي چرا مرا به در خانه زيد و عَمرو ارجاع می‌دهي‌؟ همه نعمت‌ها كه از توست، ما را مستقيماً تأمين بكن؛ اين همان استقلال اقتصادي است. وَ اَنتَ مِنْ وَراءِ ذلِكَ كُلِّهِ وَلِيُّ الاِعطاءِ وَ المَنع. تمام نعمت‌ها به دست توست، اعطاء و منع هم به دست توست.حالا كه وليُّ الاعطاءِ وَ المَنع تویي، ما را چرا به اين و آن حواله می‌دهي‌؟
مراد از روزي بي‌واسطه در بيان علوي (ع)
بنابراين، اين خاندان همانطوري كه علمشان را بلاواسطه از ذات أقدس إله دريافت می‌كردند، روزي‌شان را هم بلاواسطه می‌گرفتند. در مسئله علم گرچه براي ماها مقدور نيست كه مثل اينها علم را بلاواسطه دريافت بكنيم، امّا گاهي بعضي از مطالب را ممكن است ذات أقدس إله عطاء بكند؛ ولي روزي را بلاواسطه می‌شود تأمين كرد.بلاواسطه معنايش اين نيست كه مستقيماً از راه غيب خداي سبحان نظير آنچه براي مريم‌(س) می‌فرستاد: كُلَّمَا دَخَلَ عَلِيهَا زَكَرِيَّا المِحرابْ وَجَدَ عِندَهَا رِزقاً (4)، آنجور باشد؛ خير! وقتي انسان كار انجام می‌دهد، يك كاري ارائه می‌كند، در برابر كار، يك كالایي را می‌گيرد، اين استقلالش محفوظ است! اين عیب ندارد! يك تَبادُل مال است، تَبادُل ملك است؛ اين با استقلال و عزّت هماهنگ است.
بيانات حضرت آيت‌الله جوادي آملي (مدظلّه) در جلسه درس تفسير نهج‌البلاغه در ديدار با جمعي از طلاب، دانشجويان و اقشار مختلف مردم؛ قم ـ 9/ 2/ 1389
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) هود/ 6 (2) ذاريات/ 58
(3) اسراء/ 31 (4) آل عمران/ 37

کیهان: شرح خطبه 225 نهج‌البلاغه


یک نظر

  1. عرض سلام و ادب خدمت شما وبلاگ نویس گیلانی.
    متشکریم از بروزرسانی شما.

    * حجاب من، بهشت من
    http://blog.8dey.com/38085/
    * روایتی جالب از ثواب گریه بر امام حسین (ع)
    http://blog.8dey.com/38088/
    * سوریه محل معامله نیست
    http://blog.8dey.com/38082/
    * لبخند خدا، خدایی شو!
    http://blog.8dey.com/38064/
    * مصاحبه سایت “حرف تو” با مدیر وبلاگستان ۸دی

    موفق و سربلند باشید.

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج