سه شنبه 29 آبان 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

نماز و اهمیت آن

 در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد      حالتی رفت که محراب بفریاد آمد

 با سلام و صلوات بر پیامبرعظیم الشأن اسلام حضرت محمدابن عبدالله(ص) و با سلام و درود بـی پایان بـرمصلح کل عدالت گسترگیتی،امید مستضعفان و محرومان جهان،امانٍ زمین اٍمامٍ زمان حضرت مهدی آل محمد(ص) که خداوند انشاءالله درظهورش تعجیل فرماید؛ و آرزوی صحت و سلامتی بـرای نائب امام زمان رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای عزیز روحی فدا، مقاله ای را در بـاره نمـاز و اهمیت آن،در سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی تقدیم می نمایم. امیدارم که مورد قبـول حق تـعالی واقـع گردد.1- خداونـد بـزرگ به مقتضای ربوبیت خـود، برای تربیت بشر و رساندن او به کمال شایسته خویش یک سلسله عبادات و وظایف اخلاقی معین فرموده است تا آدمی در سایه عمل بآ ن عبادات و بکار بستن وظایف اخلاقی به کمالی که برای آن آفریده شده برسد،و بهره خود را از لذائذ روحی و معنوی درعالم دنیا و جهان آخرت بدست آورد،زیرا مادامی که بشرگرفتار رذیله های اخلاقـی است کردارهای زشت و ناروا  گریبانگیر او است،نیروهای معنوی و قوای روحانی او هم چنان در مرحله استعداد باقی مانده و پا به عرصه فعلیت نخواهد گذاشت،و تا چنین نشود و استعدادها ظهورنکند، بواسطه نداشتن سنخیت با عالم معنا درک آن لذائذ و نعمتها برای او امکان پذیرنخواهد بود،هم چون فرد عامی و بی سوادی که او را به کتابخانه ای برند که پرازگنجینه های دانش و علوم بشری باشد و یا درکنار فیلسوفی جایش دهند که جهانی از دانش بوده و پیچیده ترین مسائل فلسفی را به نیروی دانش خود حل کند،آیا این فرد عامی و درس نخوانده ازآن کتابخانه و این دانشمند بهره ای میبرد؟ هرگزنه،بقول عارف شیرین سخن شیراز:

زمیوه های بهشتی تنعمی نبرد    هر آنکه سیب زنخدان شاهدی نگزید

2- هرچند آفریدگار ازآفرینش جهان،هدفی شخصی ندارد و به حکم غنای ذات و بی نیازی مطلق که او را است هدفی که فائده و سود آن به ذات مقدس بازگردد نمیتواند وجود داشته باشد:          

                   دائماً او پادشاه مطلق است   درکمال عزٍ خود مستغرق است

او بسرناید زخود آنجا که اوست   کی رسد عقل وجود آنجاکه اوست

ولی درعین حال مسلماً آفرینش بی هدف نیست و هرگزنمیتوان گفت که جهان خروشان هستی وکاخ با عظمت وجود،بی هدف است آنجا که خداوند بزرگ در سوره دخان آیه های38و39 می فرماید: ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنها است به بازیچه نیافریده ایم بلکه آفرینش آنها بحق و را ستی است ولی بیشتر مردم ازآن غافلند. هدف ازآفرینش هرچه باشد مسلماً انسان در میان آفریدگان برای هدفی بالاتر و مقامی والاترآفریده شده است،مقامی که تنها انسان توان تحمل آنرا دارد،نه زمین با کوههای سر بآسمان کشیده اش و نه آسمان با منظومه ها و کهکشانهایش.

دیگران قرعه قسمت همه برعیش زدند      دل غمدیده ما بود که هم برغم زد

نظری کرد که بیند بجهان صورت خویش     خیمه در مزرعه آب و گل آدم زد

آسمان بار امانت نتوانست کشید      قرعه فال بنام من دیوانه زدند

3- برای رسیدن به این تکامل،مکتبها و روشهائی ازطرف افرادی که مدعی تربیت بشربودند-ازانبیاء الهی و دیگران- مطرح شده است که بررسی آنها خارج ازهدف ما است وآنچه از نتیجه بررسی دقیق و همه جانبه در روشهای ارائه شده ازطرف غیرانبیاء میتوان در یک جمله خلاصه کرد آنست کـه هیچکدام ازآنها خـالی از افراط و تـفریط نبوده و نتوانسته است غریزه حّب کمال را در نهاد بشراشباع کند. در این میان پیامبران و سفیران الهی راه تکامل را تنها در عبودیت و بندگی تعیین کرده اند تا آنجا که از پیشوای گرامی شیعه نقل شده است که فرمود:

 بندگی خدای متعال گوهر تا بناکی است که هرکس در فروغ آن رهروی‌ کند سرمنزلش حریم کبریای ربوبی است.

بولای توکه گربنده خویشم خوانی       از سرخواجگی کون و مکان برخیزم

و درحدیث صحیح که دانشمندان شیعه و سنی از رسول(ص) خدا نقل کرده اندکه: بنده درنتیجه شدت قرب بخدا تا آنجا رسد که حق تعالی سمع و بصر و لسان او شود.

4-در میان عبادات،نماز یکی از بزرگترین فرائض اسلامی و عالیترین کلاس مکتب تربیتی اسلام است.تشریع این عبادت بزرگ برای برقراری ارتباط بنده با خدای جهان واستحکام مبانی بندگی است. نماز به نماز گذار نیروئی می بخشد که هم چون سدی محکم در برابر گناه و پیش آمدهای ناگوار مقاومت میکند. بسیاری می پرسند عبادت برای چیست؟ مگرخدای متعال بعبادت ما نیازمند است که ما او را عبادت کنیم؟آنان تصورمیکنند خداوند در عبادت ما هدفی از برای خود در نظرگرفته است و عبادت های ما بمنظورتأمین آن هدف است درصورتیکه این اشتباهی بزرگ است،عبادت بخاطر رفع نیازاز ساحت قدس او نیست، طاعت و عصیان ما هیچ نوع سود و زیانی نسبت بحضرت ربوبی ندارد.حضرت علی(ع) درپیشگفتارخطبه همام فرمود. خداوند مردم را از روی کمال بی نیازی ازاطاعتشان و ایمنـی از گنـاه شان آفـریده زیـرا نه اطاعت فرمانبرداران او را سودی بخشد و نه درگناه گناهکاران حضرتش را زیانی است.

گر جمله کائنات کافر گردند    بر دامن کبریاش ننشیند گرد

بلکه هدف از عبادت تربیت و پرورش روح و جان ما است،غرض پدید آوردن قدرتهای روحی است که سرچشمه آنها عبودیت و بندگی است. مقصود،رفع تیرگیهای درونی ازصفحه دل و نورانی شدن آن به انوار ملکوت وآمادگی جان انسان برای پذیرش تجلیات حق و تابش نورعشق الهی است که:

گر نورعشق حق بدل و جانت اوفتد     بالله کزآفتاب فلک خوبترشوی

5- بسیاری از نماز خوانان نماز میخوانند ولی نمیدانند برای چه نماز میگذارند و چه سودی از نماز میبرند، و نماز با روح و جان آنان چه میکند،و بعبارت روشنتر:چون نمی دانند برای چه نماز میگذارند ازهدف اصلی نمازغافلند،لذا سودی نمی برند،و این عبادت بزرگ در روح آنان یا هیچ اثرنمیگذارد و یا اثری نامحسوس و غیرقابل توجه، و به تعبیر رسول اکرم(ص)که درباره نمازگزاری فرمود:هم چون کلاغی که منقار بر زمین میکوبد بدون توجه نماز را آغاز نموده و با غفلت بپایان میرساند.البته چنین نمازی فاقد اثرخواهد بود،نه روشنگرجان است و نه نیرو بخش انسان،و ازاین رو است که می بینیم با آنکه بنص صریح قرآن باید نماز،نمازگزار را از فحشاء و منکر،باز دارد،بسیاری ازما پس ازسالها نماز خواندن نیروی خود داری ازکوچکترین گناه را نداریم،معلوم می شود درحقیقت نماز نخوانده ایم و آنچه بجا آورده ایم صورتی از نماز بوده است.

گرنه موش دزد در انبار ما است    گندم انبان چل ساله کجا است؟

اول ای جان دفع شر موش کن    وانگهی درجمع گندم کوش کن

در کتاب آسمانی ما مسلمانان یعنی قرآن مجید، کمترعبادتی مانند نماز مورد اهمیت قرارگرفته است تا آنجا که تقریباً در یکصد و چهارمورد کلمه صلاة با مشتقاتش آورده شده و درپانزده مورد امر بآن شده است و درچند جا خصوص وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت مورد خطاب امر بنماز قرارگرفته مانند: « اقم الصلوة لدلوک الشمس الی غسق اللیل،اقم الصلوة طرفی النهار و زلفاً من اللیل،وتل ما اوحی الیک من الکتاب واقم الصلوة،فصل لربک » و مانند اینها وگذشته ازاین اوامر و دستورات که درقرآن است بمنظورتشویق بندگان به بهرمندی ازاین نعمت بزرگ و ره آورد لیلةالوصال نبی ختمی،فوائد و نتایجی درقرآن بیان شده است که ازجمله آنها است نهی نمودن از فحشاء و منکر و موجب شدن آن یاد خدای عزوجل را و نجات بخشی اش بمومنان در دنیا وآخرت. درفروع دین بعد از ولایت مهمترین عبادات،نمازاست،چنانچه درکتاب شریف کافی آمده ،امام صادق(ع)فرمود: پس از شناسائی خدا چیزی را برتر از همین نماز سراغ ندارم. و باز امام(ع )فرمود: محبوبترین کارها بخدای عزوجل نماز است و آن آخرین وصیت پیغمبران است پیامبراعظم (ص) فرمود:نماز ستون دین است. حضرت امام خمینی(ره) در باره نماز فرمود: دراسلام از نماز هیچ فریضه ای بالاترنیست.نماز پشتوانه ملت است. سیدالشهداء درهمان ظهرعاشورا که جنگ بود،وهمه درمعرض خطر بودند، وقتی یکی ازاصحاب گفت که ظهر شده است فرمود که: یادم آوردید نماز را و خدا تو را از نمازگذاران حساب کند و ایستاد درهمانجا نماز خواند نگفت که ما میخواهیم جنگ بکنیم،خیر،جنگ را برای نمازکردند. نماز یک کارخانه انسانسازی است،نمازخوب فحشاء و منکر را از یک امتی بیرون می کند. مقام معظم رهبری درباره نمازمی فرماید: نماز و نیایش،ارتباط صمیمانه ای است میان انسان و خدا، آفریده وآفریدگار. نماز یک زنگ بیداری و یک هشدار درساعات مختلف شبانه روزاست. به انسان برنامه می دهد و از او تعهد میخواهد،به روز و شبش معنا می دهد و ازگذشت لحظه ها حساب می کشد. درآن هنگام که انسان مشغول و بی خبراز طی زمان و انقضای عمراست او را میخواند و به او می فهماند که روزی گذشت و روزی آغازشد. بوعلی سینا در باره نماز می نویسد: من بخواندن دروس مشغول بودم و اقسام فلسفه را مجدداً مطالعه میکردم درتمام این اوقات شبی را تا صبح نخوابیدم در روز جز به تحصیل علم به چیزی توجه نداشتم.و به همین طریق پیش می رفتم تا حقیقت هر مسئله برای من مسلم میشد و هرگاه من درمسئله ای حیران بودم و یا نمی توانستم قضیه را بفهمم به مسجد پناه میبردم و نماز میگذاردم و خالق کل را ستایش می کردم و معمای من حل و مشکل برطرف می شد. مبنا گذار تشیع حضرت امام جعفر صادق(ع) در آخرین لحظه های عمر فرمود: هركس نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما اهلبيت پيامبر(ص) نمي رسد.

چرا عبادت؟

فلسفه آفرینش انسان ،بندگی وعبادت وعبودیت است. این صریح کلام الهی در قرآن کریم است که می فرماید: وما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(ذاریات،آیه 56). جن وانس را،جز برای پرستش و بندگی خود نیافریدم.این حکمت و هدف والا،سر لوحه همه رسولان الهی نیز بوده است.در قرآن کریم می خوانیم: و لقد بعثنا فی کل امهًٌ رسولاً ان اعبدواالله واجتنبواالطاغوت.(نحل،آیه 36).در هرامتی پیامبری برانگیختم که(به مردم بگویند): بنده خدا باشید و از طاغوت بپرهیزید.

ریشه های عبادت

1-عظمت خدا

برخورد با یک شخصیت برجسته ،انسان را به تواضع وا می دارد،دیدار با یک دانشمند بزرگ،آدمی را به تکریم واحترام وا می دارد،چون که انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصیت و این دانشمند ،خود را کوچک و کم سواد می بیند.خداوند،مبدأ همه عظمت ها و جلال هاست. شناخت خدا به عظمت و بزرگی،انسان نا توان و حقیر را به کرنش و تعظیم در برابر او وا می دارد.

2-احساس نیاز و وابستگی

انسان،عاجز،نیازمند و ناتوان است و خداوند،در اوج بی نیازی وغنای مطلق،و سر رشته دار امور انسانهاست.این هم عاملی است،تا انسان در برابرخداوند((بندگی))کند.

3- سپاس نعمت

توجه به نعمت های بی حساب و فراوانی که از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه کرده ،قوی ترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می کند. نعمت هایی که حتی پیش از تولد شروع میشود و در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم (اگر شایستگی داشته باشیم)از آن بهرمند خواهیم شد. قرآن کریم به این نکته اشاره کرده و به مردم زمان پیامبر(ص)می فرماید: فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع وآمنهم من خوف(قریش،آیه 3-4). باید خدای کعبه را عبادت کنند،خدایی که آنان را از گرسنگی نجات داد و از ترس،ایمن ساخت.

4- فطرت

در سرشت انسان،پرستش و نیایش وجود دارد.اگر به معبود حقیقی دست یافت،که کمال مطلوب همین است،و اگر به انحراف وبیراهه دچار شد،به پرستش معبودهای بدلی و باطل می پردازد. بت پرستی،ماه وخورشید پرستی ،گوساله وگاو پرستی،نمونه هایی انحرافی است که وجود دارد،کسانی هم پول و مقام وهمسر و ماشین و مدال و … را می پرستند.انبیا آمده اند تا فطرت را در مسیر حق،هدایت کنند وانسان را ازعبادت های عوضی نجات بخشند. حضرت علی (ع)در مورد بعثت رسول خدا(ص)می فرماید:فبعث الله محمداً بالحق لیخرج عباده من عباده الاوثان الی عبادته (نهج البلاغه ،خطبه 147).خداوند حضرت محمد (ص)را بر انگیخت ،تا بندگانش را از بت پرستی به خدا پرستی دعوت کند. روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر درست رهبری نشود به عبادت بت و طاغوت می گراید. مثل میل به غذا که در هر کودکی هست،ولی اگر راهنمایی نشود،کودک خاک می خورد و لذت هم می برد. بدون هدایت صحیح این گرایش فطری نیز،انسان به عشق های زودگذر پوچ یا پرستش های بی محتوای انحرافی دچار میشود.

آثار روحی و روانی نماز

این موضوع از دید گاه علم پزشکی ثابت شده است که نماز و نیایش بواسطه آزاد سازی آندروفینها موجب کاهش فشار روانی و استرس می شود. به تجربه ثابت شده است که تلاوت قرآن،خواندن پروردگار به اسم اعظم واسماء حسنی و تکرار تسبیحات که همگی ذکر خداوند است آرامش بخش و برطرف کننده مشکلات روانی و روحی بوده است و اتفاقاً متون دینی ما هم آنها را برای تسریع در رفع مشکلات توصیه کرده اند. سه تن از روانشناسان به نامهای “کتوین “،”براون” و “مارگارید”بیماران قلبی را که در بخش قلب یک بیمارستان بستری بودند و قرار بود روز بعد یا در روزهای آینده جراحی قلبی شوند مورد مطالعه قرار دادند و متوجه شدند بیماران نیایشگر و مرتبط با خدا استرس کمتری نسبت به بیماران دیگر دارند. از این روی دعا و نیایش را به عنوان یک مکانیزم دفاعی پذیرفتند .جناب آقای دکتر حسن راشدی درکتابش می نویسد :آقای دکتر “آکیرو ماتسو مو تو ” مدیر کانون تعلیماتی مطالعات و تحقیقات مربوط به خاور میانه در دانشگاه دولتی ژاپن که چند سال پیش به اسلام گرویده است تاثیر خوب نماز را در تسکین روح و آرامش نفس تجربه کرده است و در بخشی از نامه ای که برای یکی از دوستانم فرستاده است به آن اشاره کرده است:”…..گاهگاهی آن دفترچه نماز را که شما برای من لطف نمودید نگاه می کنم و مطابق توضیحات آن نماز را اقامه میکنم و فهمیدم که نماز خواندن برای تسکین روح خود تاثیری خوب دارد مثلاً روزی در محل کار خود با مسایل ناراحت کننده مواجه شوم به خانه برمی گردم و نماز می خوانم تا نفس خود را آرام بسازم……قربان شما ” آکیرو ماتسو مو تو ” دکتر هوماس هایسلوپ، می گوید: مهمترین عامل خواب آرامبخش که من در طول سالهای متمادی تجربه و ممارستم در مسائل روانی، به آن پی برده ام ،همین نماز است .من به عنوان یک پزشک می گویم : بهترین وسیله برای ایجاد آرامش در درون و اعصاب انسان که تا کنون شناخته ام نماز است . برای اینکه عوامل خارجی نتوانند سلامت بدن را به هم بزنند وسایل دفاعی گوناگونی وجود دارد که شناخته ترین آنها گلبولهای سفید خون است اگر میکروبی به بدن راه یابد گلبولهای سفید نقش مدافع را به خود می گیرند و بیشتر اوقات پیروز می شوند و خطر را دفع می کند اما گاهی نمی توانند چنانکه باید مقاومت کنند و شکست می خورند.اگر فرد در وضعی قرار بگیرد که خود را در معرض خطر یا حادثه بزرگ و غم انگیزی ببیند کاملاً طبیعی است که بی اختیار به قدرتی برتراز نیروی بشری توجه کند و ازآن مدد بخواهد.

البته وجود این میل در انسان که به هنگام خطر بروز می کند یکی از دلایل هستی پروردگار نیز میباشد.این پناهجویی بشر به پناهی که نمی داند کجاست و کیست، خود آیند است و وی را از نامیدی می رهاند و نماز پناه جستن به خداست.اگر این پناهجویی در انسان به قدر کافی مجال بروز نیابد چه بسا که روح و روان شخص بر اثر آفات و عوامل مزاهم چنان ناتوان و دچار اختلال میشودکه قوای عقلانیش به حال تعطیل در آید و در صورت شدت بیشتر او را به خود کشی وا دارد. ملاحظه می کنید که عملکرد این پناهجویی در پهنه روح و روان انسان درست مانند گلبولهای سفید در پیکر اوست. نماز کلید بهشت است

نماز دارای ابعاد گوناگون و ژرفایی بس عمیق است که با دو سه گام پیمودن، محیط و اطراف آن طی نمی شود و تمام گوهرهای آن صید نمی شود بلکه همه عارفان و عامیان بطور مکرر باید در باره نماز فکر کنند و هر کس به اندازه ی وسع و تلاش خود به بخشی از معارف نماز و اسرار آن دست یابد.نماز یک نیاز اساسی انسان است و دارای آثار فردی و اجتماعی و هم چنین برکات بسیاری می باشد و ترک آن دارای اثرات زیانبار بسیاری می باشد. نماز حقیقی موجب نجات کلی و همه جانبه است. انسان را از آفتها ،آسیبها و فرجامهای ناگوار رها می سازد و باب رحمت یزدان را به رویش می گشاید.

نماز باعث رهایی از موارد زیر می شود:

1- از تنبلی فکری و ضعف عقلی در شناخت بزرگترین حقایق هستی بویژه هستی کردگار 2- از تنبلی و تن پروری  3- از بی انظباطی و نداشتن یک برنامه منظم در طول زندگی4 – از حواس پرتی و بی توجهی 5-از ناسپاسی حق پوشی و حق کشی 6-از کبر و خود بینی 7- از دوستی و همراهی با مغضوبان و گمراهان 8- از عصبیت و نژاد پرستی9-از نفاق و دورویی 10- از تفرقه و پراکندگی11- از تنهایی و جدایی از مردم 12-از غضبها و شهوتها 13-از حرص و بخل 14- از آرزوهای دور و دراز 15- از تملق و چاپلوسی 16- از پرستش بتها و مردم پرستی 17- از خرافه و جهل 18- از حسادت و خود آزاری 19- از انواع گناه و تباهی و …….

سبب عزت مــوجــود نمــاز است نمـــــاز     زینت درگـه معبود نمــاز است نمــاز

بی نمــاز از نظر لطف خــــدا محروم است    شرع را مقصد و مقصود نــماز است نــماز

کـورکـورانه مـکن زهـد ورع جـود و سخـا       بـود طاعت همه از بـود نمـاز است نمـاز

روز و شب گر بـه حسین ابن علی گریه کنـی   شرط اول که دهد سود نمـاز است نــماز

پیش سلطــان همه کس تـحفه لایــق ببـرد     تحفه بر حضرت معبـود نمـازاست نـمــاز

شاه عطشان که همه عـاشق و دیــوانـه اوست  گفت عز و شرف و جود نمـاز است نمــاز

نفس بــاز پسین بست چــوقامت بنمــــــاز     گفت تکبیر به معهود نمــاز است نمــــاز

بـه پیمــبر چـو خـدا امـر بـه معـراج نمـود    گفت معـراج تو مقصود نمـاز است نمــاز

بـه نمــاز عـــذر نباشد چـو بتن جانــداری   آنچه حق از همه بستود نمـاز است نمــاز

نـزد میزان عمل موقع دیــــــــوان حساب   قاضی شاهد و مشهود نمــاز است نمــاز

گفتم ای عقل ز طاعت همگی افضل چیست؟   عقل یکبار بفـرمود نمــاز است نمــــاز

به کـریمی خـــــــدا غـــره مشو (ضرابی)   به بشر آنچه دهد سود نمــاز است نمــاز

منابع:

1-اسرارالصلاه امام خمینی(ره):اثر آیت الله سید احمد فهری(ره)

2-نماز خوبان : اثر آقای علی احمد پور ترکمانی

3- راز نماز: اثر حجت الاسلام آقای محسن قرائتی

4- نقش نماز در شخصیت جوانان : اثر حجت الاسلام آقای مصطفی خلیلی

5-سایت خبری سما


نظر

  1. با سلام به شما واقعادستان درد کنه لطفا درباره قران هم چیزی بنویسید.

    1. سلام بر شما: ممنون از لطف شما. قبلاً مطلبی در باره قرآن نوشتم.تحت این عنوان(قرآن چگونه میتواند به عنوان یک دوست محسوب شود؟) دوست داشتید میتوانید جستجو کنید و… باز هم تشریف بیارید.التماس دعا

  2. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخیل خوبه
    سلام.ممنون از حضورتان.

  3. در مورد اهمیت نماز هم چیزی بنویسید.
    سلام بر شماو ممنون از حضورتان.حتماً

  4. مرسی برای من که خیلی جالب بود د د د
    سلام بر شما و ممنون از حضورتان.

  5. نماز کلید بهشت یار خدا بودن بسیار خوب است شیطان به ما می گوید نماز را بگذار برای بعد و حالا به کارت برس اما ما نباید به نماز بگوییم االان کار دارم بلکه به کار باید بگیم الان وقت نماز است ما باید راه خدا را برویم و راه خدا همان راه است است شیطان فرشته ی جهنم است حتما می گویید خدا چرا شیطان را مجازات نمیکند خدا میخواهد بفهمد کی نماز نمی خواند و راه اورا نمیرود و انها را با شیطان به اتش جهنم یک جا بفرستد

  6. ممنون

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج