چهارشنبه 28 آذر 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

در باره امیرالمومنین علی علیه السلام

وصف حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در بیان امام خمینی(ره)
ظل، سایه است. سایه همه چیزهایش به ذی ظل است، خودش هیچ ندارد. ظلّ اللّه کسی است که تمام حرکاتش به امر خدا باشد؛ مثل سایه باشد؛ خودش هیچ. سایه خودش هیچ حرکتی ندارد؛ ذی ظل هر حرکتی کرد، سایه هم همان طور حرکت می کند. امیرالمؤمنین ظلّ اللّه است، پیغمبر اکرم ظلّ اللّه است که هیچ حرکتی از خودش ندارد؛ هر چه هست از خداست. (57/12/11)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) چون تمام وجودش فانی در وجود رسول الله است، ظل اللّه است. (57/12/16)
 پیغمبر اکرم معلم همه بشر است، و بعد از او حضرت امیر (علیه السلام) باز معلم همه بشر است. آن ها معلم همه بشر هستند. (58/3/21)
او یک مردی بود که معجزه بود، کسی نمی تواند مثل او باشد. (58/6/3)
شخصیت این مرد بزرگ که امام اُمّت شد، شخصیتی است که [در] اسلام و قبل از اسلام و بعدها هم کسی مثل او نمی تواند سراغ کند. یک موجودی که امور متضاد را در خودش جمع کرده بود. کسی که جنگجوست، اهل عبادت نمی شود. کسی که قوه بازو می خواهد داشته باشد، اهل زهد نمی تواند باشد. کسی که شمشیر می کشد، و اشخاصی را که منحرف اند درو می کند، این نمی تواند عاطفه و اهل عاطفه، آن طور که این شخص داشت، باشد. این شخصیت بزرگ، امور متضاد را در خودش جمع کرده بود. در عین حالی که روزها روزه، و شب به عبادت مشغول، و گفته شده است که شبی هزار رکعت نماز می خواند، و در عین حالی که غذای او ـ آن طوری که در تاریخ ثبت شده است ـ از نان و سرکه، و فوقش زَیْت یا نمک، بیرون نبوده است. در عین حال قدرت بدنی ایشان، آن طور قدرت است که ـ آن طوری که در تاریخ هست ـ آن دری را که از «خَیْبَر» کَنْده است و چندین زِراع دور انداخته است، چهل نفر نمی توانستند بلندش کنند.
در شمشیرزنی، شمشیرهای او این طور بوده است که با یک ضربه از این طرف که می زده، دو نیم می کرده است، در صورتی که آن هایی که این ضربه را می خوردند، «خُودِ» آهنی داشتند، زره آهنی داشتند. و گاهی هم شاید، دو تا زره به تنشان می کردند. آدمی که با نان و سرکه زندگی می کرده، و بسیاری از روزها را روزه می گرفته است، و افطار را با چند لقمه نان و نمک و یا نان و سرکه افطار می کرده است، جمع کرده است ما بین آن زهد و این قوّت بازو، و این جمع بین دو تا امر متضاد است. آدمی که جنگجوست، آن طور که جنگجویان بزرگ را، دلاوران بزرگ را، به هزیمت وامی دارد. و می فرماید که اگر تمام عرب یک طرف باشند، به من هجوم آورند، من پشت نمی کنم. این آدم در عطوفت آن طور است که وقتی که یک خلخال از پای یک زن یهودی ربوده اند، می فرماید که مرگ برای انسان آسان است ـ قریب به این معنا ـ آدمی که در عرفان و علم ماورای طبیعت، آن طور است که نهج البلاغه حکایت می کند از مقام عرفانش. در عین حال شمشیر می کشد، و کفّار و اخلالگران را از دم شمشیر می گذراند. ما شیعه یک همچو اعجوبه معجزه آسا هستیم.
من می گویم اگر چنانچه پیغمبر اسلام (صلی الله علیه وآله) غیر از این یک موجود تربیت نکرده بود، کافی بود برایش. چنانچه پیغمبر اسلام مبعوث شده بود، برای این که یک همچو موجودی را تحویل جامعه بدهد، این کافی بود. یک همچو موجودی که هیچ سراغ ندارد کسی، و بعدها هم سراغ ندارد کسی. امروز روز1 نَصْب اوست به امامت اُمّت، یک همچو موجودی امام اُمّت است، البته کس دیگر به پای او نخواهد رسید، و بعد از رسول اکرم کسی افضل از او در هیچ معنایی نیست و نخواهد بود.(58/8/18)
پای درس رهبر انقلاب
شِکوه امیرالمؤمنین(علیه السلام) از فقدان یاران خود
من به مناسبت شهادت این بزرگوار به این هم اشاره بکنم که این مناجاتهای امیرالمؤمنین که گدازنده است، شکوه‌های امیرالمؤمنین هم گدازنده است، درد دلهای امیرالمؤمنین هم حقیقتاً گدازنده است. آنجائی که از فقدان یاران خود سخن میگوید، یاد شهیدانی که با او بودند در میدانهای جنگ، در زمان پیغمبر، در آن جهادهای عظیم؛ آن کسانی که در دوره‌ی خلافت خودِ آن بزرگوار در جنگ صفین، در جنگ جمل بودند و حضور داشتند، مجاهدت کردند و به شهادت رسیدند، حضرت میفرماید: «أین عمّار، أین ابن التّیّهان، أین ذو الشّهادتین و این نظراؤهم من اخوانهم الّذین تعاقدوا علی المنیّة» کجا هستند آن شخصیتهای بزرگی که پیمان جانبازی بستند، در راه خدا پای فشردند و رفتند. «و أبرد برؤوسهم الی الفجرة»(۱) آن کسانی که در راه خدا شهید شدند، سرهای اینها را بریدند و برای فجار و حکمرانان فاجر هدیه بردند، کجا هستند؟ امیرالمؤمنین اشک ریخت در فراق یاران و دوستانش و البته در فراق رسول معظّمِ خدای متعال، که غالباً به یاد آن بزرگوار و در فراق آن بزرگوار بود و ایشان را یاد میکرد. و این جزو شکوه‌های امیرالمؤمنین است. و این شکوه‌ها و این مناجاتها و این سوز و گدازها در مثل امشبی – که شب نوزدهم ماه رمضان است – با ضربت خوردن امیرالمؤمنین به پایان رسید.
این مسجد کوفه که در و دیوار مسجد کوفه و مردمی که در آنجا جمع می‌شدند، بارها از امیرالمؤمنین این مناجاتها و این دعاها و این راز و نیازها را با خدای متعال شنیده بودند، اشکهای آن بزرگوار را دیده بودند، آن عبادت مخلصانه و آن بیانات عارفانه و گاهی شکوه‌های آن بزرگوار و رنجهای او را دیده بودند و شنیده بودند، ناگهان در شبِ نوزدهم ماه رمضان، در مسجد کوفه دیدند صدای آن بزرگوار بلند شد که: «فزت و ربّ الکعبه»(۲). دست جنایت در تاریکی شب امیرالمؤمنین را هدف قرار داد. کسی روز، جرأت نمیکرد در مقابل علی ظاهر شود، بخواهد با او نبرد کند. کی بود که بتواند به امیرالمؤمنین در روز روشن سوء قصد کند؛ در شب، آن هم در حال نماز، امیرالمؤمنین در محراب عبادت. مردم صدای هاتف را شنیدند که خبر از حادثه‌ی عظیم درباره‌ی امیرالمؤمنین میداد؛ رفتند طرف مسجد، با پیکر خون‌آلودِ امیرالمؤمنین مواجه شدند. صلّی اللَّه علیک یا امیرالمؤمنین. (بیانات خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۳۸۷/۰۶/۲۹)
منبع : رجانیوز

 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج