دوشنبه 21 آبان 1397
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ورود

آقای هاشمی! این من نه آن من است

دیدارهای اخیر آقای هاشمی رفسنجانی بویژه دیدار اخیر وی با توجه به مواضع اعلام شده در آن و با توجه به این که این سخنان در جمع اصحاب رسانه های همسو با هاشمی بوده را باید یک دیدار انتخاباتی نامید. در حقیقت آقای هاشمی با این مواضع در حال آماده سازی حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری پیش روست.

 هشت سال قبل در آستانه انتخابات نهم ریاست جمهوری، هاشمی با شعار “می آیم، مگر این که کاندیدایی را ببینم که توان اداره کشور را دارد” وارد عرصه انتخابات شد ولی این بار و در آستانه انتخابات یازدهم، هاشمی با شعار”نمی آیم، مگر این که کاندیداهای موجود نتوانند کشور را اداره کنند” وارد عرصه انتخابات شده است.

 متاسفانه علی رغم گذشت 16 سال از پایان دولت سازندگی و تجربه دو نوع تفکر و دو سلیقه مدیریتی دیگر توسط مردم، آقای هاشمی رفسنجانی همچنان مبدأ تاریخ را دولت سازندگی خود می داند و همه چیز را با آن مقایسه می کند!

هاشمی همچنان می گوید راه حل مشکلات اقتصادی، در طرح های اقتصادی من است؛ راه حل مشکلات سیاسی، در طرح وحدت ملی من است؛ راه حل مشکلات فرهنگی، در طرح های فرهنگی من است؛ راه حل مشکلات فتنه 88، در نمازجمعه من است؛ ولی فقیه فصل الخطاب است اما گره ها همچنان به دست من باز می شود؛ و همچنان بهترین دوست رهبری هم فقط من هستم!

متأسفانه آقای هاشمی همچنان درگیر “من” است در حالی باید گفت آقای هاشمی “این من نه آن من است” چرا که خیلی از شاخصه ها در نگاه مردم تغییر کرده است.

 جالب اینجاست که هاشمی در برابر انتقادات مستندی که به ایشان می شود، خود را با امیر المؤمنین و امام حسین علیهم‎السلام مقایسه می کند که در باره اهل بیت(ع) هم گفته می شد علی(ع) نماز نمی خواند و امام حسین (ع) خارجی است! ولی به این نکته پاسخ نمی‎دهد که اهل بیت هرگز مورد حمایت همه جانبه دشمنان دین خدا قرار نداشتند و در این حالت بود که دشمنان دین خدا با چنین شایعاتی تلاش می کردند تا باور مردم نسبت به ایشان را تغییر دهند.

 در سیره عملی اهل بیت علیهم السلام هرگز دیده نشده که اگر وابسته متخلفی داشتند، تمام قد از او حمایت کنند، دستگاه قضایی زمان خود را برای آزادی وابسته متخلف در فشار قرار دهند بلکه امیر المومنین(ع) وقتی در جلسه دادخواستی به عنوان یکی از طرف‎های دعوا حاضر شد از این که قاضی در نگاه خود به ایشان ملاطفت بیشتری نسبت به طرف دیگر دادگاه داشت، زبان به گلایه گشود!

در سیره علی علیه السلام آمده است که وقتی در برابر درخواست نامتعارف برادرش عقیل برای بهره مندی بیشتر از بیت المال قرار گرفت، گرمای آتش را به او چشاند و عقیل را به یاد مرگ انداخت نه این که از سازمان بهینه سازی مصرف سوخت میلیاردها تومان جهت تبلیغات انتخاباتی هزینه کند!

 آقای هاشمی از آنجا که دیگر نمی‎تواند واژه انتخابات آزاد را به کار گیرد، از برگزاری انتخابات با استاندارهای جهانی سخن می گوید تا دلسوزانه (!) نظام اسلامی را از اتهام “دیکتاتوری” دشمنان دیرینه اش مبرا سازد! اما پاسخ به این ادعای ایشان هم مانند پاسخ به لزوم انتخابات آزاد است که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند.

 آقای هاشمی لطفا بگویید در طول سی و چهار سال گذشته که 34 انتخابات در کشور ما برگزار شده، دشمنان این انقلاب، کدام انتخابات را با استانداردهای جهانی خود منطبق دانسته‎اند و ما را متهم به دیکتاتوری نکرده‎اند که شما نگران تطبیق انتخابات آینده با استانداردهای جهانی و اتهام دیکتاتوری هستید؟ اتفاقا مواضع حضرت‎عالی و عناصر دنباله رو شما چند سالی است که بهانه را به دست دشمنان انقلاب داده که برای ادعای پوچ خود، آدرس خطبه های نماز جمعه و مصاحبه ها و سخنرانی های شما را به ما تحویل می دهند!

 آقای هاشمی همچنان تأکید دارد که راه ایشان همان راه رهبری معظم انقلاب است، اما تفاوت راهی که آقای هاشمی پس از انتخابات 88 برگزیدند با راهی که امام خامنه ای به مردم نشان دادند، تفاوت راهی که آقای هاشمی در برخورد با محاسن و معایب دولت نهم و دهم برگزیدند با راهی که رهبری انقلاب در برخورد با محاسن و معایب این دولت ترسیم کردند، تفاوت راهی که هاشمی در برخورد با انتخابات اخیر برگزیده با راهی که رهبری انقلاب در یوم الله 19 دی تبیین کردند و از این پس خواهند کرد و بسیاری از موارد دیگر، چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد که آقای هاشمی متأسفانه ما پیروی نمی بینیم.

 آقای هاشمی به جمله ای از رهبر انقلاب استناد می کنند که ایشان در پاسخ به نگرانی هایی وی از ترکیب مجلس نهم در برابر برخی تهدیدها ارئه کرده بود و فرموده بودند من نگران مجلس نیستم بلکه اگر همدلی در کشور باشد، بهترین راه دفاع تحقق یافته و بعد برای توجیه روندی که تاکنون برگزیده، مسیر حرکت خود را همدلی می داند اما باید به ایشان گفت که آقای هاشمی، شاید اگر کمی در این توصیه رهبری انقلاب تعمق می گردید، به این نتیجه می رسیدید که از نگاه رهبر انقلاب در حال حاضر همدلی در بین نیروهای انقلاب وجود دارد و متأسفانه این شما و برخی از همراهانتان هستید که از همراهی با این دل ها، همصدایی و همنوایی با دل های دیگری را برگزیده اید. در حقیقت توصیه ایشان به شماست که با صف انقلاب همدلی کنید تا دشمنان به شما و مواضع شما دلخوش نکنند.

 اما از همه اینها که بگذریم، آقای هاشمی دراین دیدار انتخاباتی از امور بسیاری سخن گفت که هیچ یک از آنها مورد سئوال افکار عمومی نیست و قطعا اگر ایشان – چه خود وارد رقابت انتخاباتی شود و چه همچون انتخابات سال 88 مدیریت برخی از کاندیداها را به عهده بگیرد – رسانه ها و مردم، پاسخگویی در خصوص این موارد را از او مطالبه نمی کنند بلکه امروز سئوالات رسانه ها و مردم از آقای هاشمی امور دیگری است.

 ای کاش آقای هاشمی در باره برخی ادعاهای فرزند خود مهدی هاشمی که در گفتگوی تلفنی با یک ضد انقلاب فراری بیان کرده، توضیح می داد. آنجا که مهدی هاشمی رفسنجانی از فعالیت های خاصش علیه نظام این چنین سخن می گوید:

 “ما با اصلاح طلبان تفاهم کردیم که همه نیروها باید متحد بشویم و جلوی نظام بایستیم ، استراتژی ما از روز اول همین بوده است… هنوز هم معتقدیم باید به رهبری فشار آورد. این هزینه اش از همه چیز کمتر است… حرف هایی که ماها می زنیم حرف هایی که بابای من زد، از همه حرف های اقایون( اصلاح طلب) تندتر بوده است! ما تقسیم کار کرده ایم هر کسی کار خودش رو می کند. بابا کار خودش رو می کند. اینها به من گیر داده اند چون می خواهند وظیفه اصلی ام را انجام ندهم. من به عنوان مهدی هاشمی … وظیفه ای برایم تعریف شده که آن را انجام می دهم… دعوای من با بابا اینست که ما باید تهاجمی تر بشویم… بازی من آنطوری نیست که شما بتوانید بفهمید. اینکه من الان بخواهم رو بازی کنم خیلی زود است. البته من حرف های شما را قبول دارم که اقای هاشمی باید فتیله را بکشد بالا.

 آقای هاشمی ! شما چه کاندیدا بشوید و چه از پشت صحنه همچون انتخابات سال 88 به مدیریت برخی از کاندیداها بپردازید، به جای اینکه از ایده های گذشته تان سخن بگویید، باید به سئوالاتی پاسخ دهید که فرزندتان در باره تقسیم کار با شما ادعا کرده است.

حجت‎الاسلام حميد رسايي

منبع: رجانیوز


 

درباره‌ی سایت

امام خمینی

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد میشود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر »

اللهم عجل لولیک الفرج